BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 405

Page 405

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 405 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (٣٩٣) ذکر مالک شدن طاغیه طلیطله را در میان آن قبه ساخته که تدابیر مهند سانه و تعمقات حکیمانه آب در اعلی قبه صعود نموده و ازان در میان قبه پایان شده بطور یکه گویا قبه در رسخیر میطی بود و باوجود آن مامون در وسط آن نشسته و از الایش ترشح آب بر وجود آن مامون واگر خواستی شمع در آن می افروخت روز در آنجا مامون بکمال فرحت اسوده نشسته بود که این شعر را از قایلی شنود که میگفت شعر ابن بناء الخالدین و انما بقائك فيها لو علمت قليل لقد كان في ظل الأراك كفاية لمن كل يوم يعتريه حيل معنیش اینکه ـ بناء بنای عمر شید چر اکنی گردانی ناایست بقایت دران قلیل ـ در سایه اراک اقامت کفایت است آنرا که میرسد همه دم بانک الرحیل ـ بعد ازان بمدت اندک زمان حیات مامون در سنه چهار صد و سی بکوچ انجام یافته بعد ازان فواده ابن یحیی قادر بالله والی گردید تا اینکه ولایت از نزدان گرفته شد و نیز بلنسیه بوسطه طاغیه بان تعلق گرفته تا زمانیکه کشته شد چنانچه سابقاً گذشته و در ولایت طلیطله باغ و بوستانهای فراوان و جویهای اب روان و ریاض جنان و میوه های خوب مختلفه الطعم والالوان و نیز ایوان کلانی که گویند اسپ دوانی دران می شد در طلیطله بوده از برای اولاد ذی النون ملک طلیطله دولت بسیار بود و که در عزو شرش بکی آسایش بکمال رسیده تا اینکه طاغیه سمی با دفونش در گرفتن سلطنت آن طمع کار شده باین طور که قاد یحی مشغول فسق و فجور و نافرمانی و شوخی و بی باکی و لهو و لعب اکثر افرنج و مصافات غیر مشروع شان مشغول و گرفتار شد تا اینکه از لهو و لعب متلذذ شده دست تعدا به مال رعیت دراز نمود و درین اثنا پوسته شیئاً فشیئاً مردمان افرنج مملکت او را بتصرف خود درآورده تا اینکه طلیطله را بتجرفته مملکت او را تصرف نمودند و در وقت اراده گرفتن آن ممالک اد فونش بالشکری خود در آنولا رفته اندک اندک ده ها و ولایات آنجا را در حیطه ملک خود در آورده و دایره سلطنت او را تنک مینمود و آن تدابیراد فونش در مدت هفت سال بوده و چون کار بر اهالی آنولا دشوار و حصار بر ایشان تیره و تار گردید مسلمانها رضا بقضا داده از حصار فرود آمده اکثر انها اسیرو مقتول و غارت گردید اما کوچ دیار شان تا راج و تباه شد و ابن بسام واقعه بطرنه را ذکر کرده که مام پیش ذکر نمودیم و بیان نمود انچه رسیده بود برای مسلمانان در نزد گرفتن آن و همچنین بر اهل طلیطله جاری شد زیرا که دشمن را خداوند خار و بی اعتبار نماید بر مسلمانها غالب گردید و جماعات مسلمانا نرا بقتل رسانید و از جمله اموال غارت کرده افرنج در زمان قهر و غلبه براهل آنولا هزار جامه دیبای فاخره سرخ رنگ بود بگذرا دیگر اشیاء ذی قیمت و در سنه چهار صد و هشتاد و هشت طاغیه طلیطله را گرفته و قاد یاهی رباعی برخیز فراتر سر غارت چون بودن تو در ان قلیل است بنشین و بگو سخن می شنو کز مک ندای الرحیل است دویر

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 405. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/405 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/405
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record