BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 395

Page 395

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 395 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۳۸۲) غزوۂ منصور او قس قریه و مجریه گویند کثیرالآلات عنبر و عطر است افرنج نام مردمیکه بغلط برنجته پادشاهان مسیحی و یهود خلیفه با میر است که قریب صعلوک محیطه از ناحیه شمال اندلس در قصۂ مجریه بودن حصاری بود در مجریه بود این کلمه مراد از بران کوه تا سلاطین که در کوه سرپرست نباشند اسبراجه قسم از بونیته که قلعه مریه دیازده سقطلاطون و پانزده مرشید و هفت انماط و دیباج و دو جامه از دیباج رومی که بکلی سنگین خدا می مرحمت کرد بسوی قرطبه سالم و غانم و بسیار کرد نعمت ابر مسلمان و نیافتند کشت با مگر پسله مردی سوال کرد او را از جائی گفت او قس یعقوب و پراگذاشته مزاحم نشدند. ذکر غزوۂ دیگر از غزوات منصور سبب این غزوۂ این بود که جماعه از صنهاجه که فرقه ایست از بربر قدوم آوردند بر منصورون ابی عامر از مغرب سنه سیصد و هفتاد و سه نازل شدند برویه قرطبه پس اکرام کرد آنها را و وظایف مهمانداری بجا آورد پس رسید از ایشان سبب انتقال از افریقیه بسوی اندلس گفتند ما ترا خوش داریم و قصد داریم که همراه تو جهاد کنیم فی سبیل الله پس تحسین کرد از ایشان و وعده کرد ایشان چند روزی توقف کردند بعد عرض رسانیدند که ما یان مشتاق جهادیم پس گفت منصور ببر آستان که اختیار کنید از لشکر هر چه میخواهید که همراه شما کنم گفتند که دلما نشود همراه مایان مینج شمن بگیریدنی عام را از بربر و غلامان داده بر آستان هر چه انیخواستند از اسپ یراق و مال فرستاد همراهشان راه عمارا ـ و راه زمین دشمن تنگ بود وارد شدند زمین تجلمه مقدمه در شب داخل باغ کلانی گردیده کمین کردند آن باغ نزدیک شهر مجربته گفتنید کسانیکه در باغ و نواحی باغ بود و قطع کردند شجاره را چون صبح شد بیرون آمد جماعتی از شهرانها نیز کشتند و بازگشتند مباغ دشمنان انه وقعہ راشنیده سوار شدند در عقبتشان چون مطلع شدند بدینحاله و پس گشته کمین کردند دشمنان از آنها گذشتند ناگاه در عقب دشمنان بیرون شده یک لقمتیه ساخته دشمن امحله نموده کشتند چون شنید دشمن کبیر شایع اثر رسیدند و گمان کردند که ایشان بسیار شیا منهزم شدند و صنهاجه تعقبت را نموده کشتند از ایشان خلقی بسیار ورا وغنیمت کردند یراق پای شان و در پیشان او بازگشتند بسوی قرطبه پس بلند شد رتبہ شان نزد بن ابی عامر و دید شجاعت از ان زیاده از لشکر اندلس پس احسان کرد بایشان مقرب گردیدند چون اوّل اندلس فعل صنهاجه را دیدند حسد کردند بایشان و میل کردند در جهاد و گفتند برآ منصور که ما یان را صنهاجہ بنشاط آوردند بر آغزا کردن پس منصور تجهیز کرد لشکری بسیار برا از جمیع اقطار و بیرون شد خود او همرا لشکر در همان شب خوابید کوئیکیسے برآ او اسبراج داده است و منصور گرفته است آن اسبرجرا از دست آن کسی خود دانست آنرا و بأسبرج نام سبری است پس طلب تعبیر کرد خواب اعلی ابن ابی جبه که یکی از علماء وقت بود پس گفت در تعبیر خواب که بیرون شو بسوی شهر الیون پس زود باشد که فتح کنی شهر را پس گفت منصور که از کجا دانستی ابن یا گفت ابن ابی جمه که اسبرج در لسان اہل شرق جلبوں سے پس فرشته خوبیهی است بر آؤ کۂ الیون یعنی گر شہر الیون او پس بیرون شد منصور همراه آن لشکر

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 395. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/395 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/395
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record