Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۳۵۳)
مالک شدن قلعه هندری
و روم بمعادنت مسلمانها را تا قصد نمود چون قریب رسیدند پسر شر اب بلچنیزی از لشکری خود
باستقبال شان تا حران آمده رومیان هر گاه شهر را خالی دیدند از قاعه برآمده همراه
مسلمانان محاربه نمودند چون خبر وحشت انگیز بسمع پسر غاب رسید بسرعت برگشته
در میان اما مقاتله نموده اکثری شانرا مقتول ساخت و بقیه پسف شکست خورده
داخل تاشدند و درب با شهر را محکم نموده خود را متحصن نمودند بعد که پسر شاپ حره را
از گرفتن مدسنه رها عاجز دیده بانطا بله رانند هشت همراه با بن دم صلح نمود و قصبه که از یشان
گرفته بود در پس تسلیم شان کرد رومیان ب آنجا بسیار شده آبادی زیاد نموده شهرا محکم نبود
بعد در سنه بیست و هم در بین منتصر بالله عبیدی پادشاه و پادشاه روم معاهده گردید
بدین شروطه که پادشاه روم پنجزار اسیر مسلمانان اره نماید و پادشاه بیعت عامه التزا نمایید
پادشاه مذکور مال زیادی بمصرف بیعه رساند و پادشاه روم اسیران اس را نمود بعد در سنه
سنی در و معاهده شان بر هم شد رومیان جمعی کثیری را بمحاربه مسلمانان فرستاده درین
مدینه حماة و افامیه ومسلمانان ملاقی شدند در بین شان حرب عظیم و قوع یافت فتح بنای
مسلمانان انصرت داد اکثری کفار ان اقتل رساندند پسر عم پادشاه شلون را اسیر ساختند
تا ئیکه کافران بفدیه آن مال بسیاری تادیه کرده و جماعت کثیره از اسیران مسلمانان ار را کردند
و در سنه مذکور احمد برادر زاده مسعود را بقتل رسانید بامر سلطنت مدوش مود و د پس پرد
نهاده شده بعد در سنه سی و پنج رومیان مسلمانان و غربا را از قسطنطینه بیرون نموده
اعلان کردند که من بعد کسی زیاده از سه سال بقسطنطنیه اقامت نماید بنا درین مل کثیری
مجبور است اکثری اهل شهر فرار شدند غیر از دوازده کس که بضمانت در میان باقی ماندند.
ذکر مالک شدن مودود پسر مسعود پسر محمود سبکتکین چند قلعه از قلاع هند را
در سنه چهار صد سی و پنج سه پادشاه از ملوک مهند تفاق نموده لشکری بسیار فراهم او د
الا هور را قصد نموده محاصره کردند لشکری اسلام که در لاهور بودند رسولان بغزنین فرستادن
استمداد نمودند مود ود سپاه زیاد بمددشان فرستاد پیش از رسیدن مدد از غزنین مابین
ملوک مهند که بمحاصره مشغول بودند اختلاف واقع شده بعضی از ایشان با مودود متفق شد
در تحت اطاعت او در آمدند و با اهل شهر یار شدند و دو پادشاه دیگر گریخته متوجه بلاد
خویش شدند لشکر سلام عقب یکی ازین دو پادشاه را گرفته پادشاه را با جمیع لشکری
در قلعه وسیع و محکم که در کوه بود محاصره کرده طرف جوی آب را آرفته شدی روز
مقاتله کرده بسیاری آنها را مقتل آوردند و بقیه پسیف امان طلبیده راضی شدند
که قلعه را بسپارند مسلمانان گفتند که اگر میخواهید که شمارا امان دهیم هر قلعه که هست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
