Machine transcription
فتوحات اسلامی ( ۳۱۹ ) قصه داخل شدن روسیه در دین نصرانیت
میخواستند از پادشاهان اسلام انا نجو در رومی که از سرکشان لشکرکشان و میمان بوطمع پادشاهی کرد
قوت و معاونت همراه دیگران نداشت پسران ابا ثعلب برجان که والی حلب بود و صلح بود معاوضه محاکمه
امیر جواب شافع را قبول کرد و لشکر بزرگی از بندر طرسوس فرستاد امیر مذکور قصد محاربه رومیان نمود لشکر
کشیده بر شکر گراز رومیان بیامد مسلمانان در انشکت عمدا انداز بن سبب قوی حال شدند و قصد شهرستان لطیه را
نمود همراه لشکر او در رومی که خوانین پادشاهی قسطنطنیه بود حاضر بود رومیان هم لشکر بسیاری جمع مقدر
او فراهم آورده ماده ی مقاتله سختی کردند تا انیکه شکس[ILL] بخیر د الله از ان رو رومی بسوی بلاد اسلام بازگشت
قصد دیار بکر نموده بظاهر میافارقین نزول کرد و با عضدالدین بویه که بر خلفا رباقی شده بود مکاتبه
نمود و مکتوب نوشته وعده اطاعت داده بود که ویرا نصرت دهد عضدالدوله ویرا جواب شگوفه داه
نصرت و کمک داد این خبر بملوک روم رسید چون در انجلاد و ملک باهم برابر بودند در ملکیت قسطنطنیه شرکت
بودند با عضدالدوله مکاتبه کردند و هدیه فرستادند و استمالت نمودند غرض عضدالدوله ترجیح جانب و ملک
تقویت گرفت از نصرت دادن ورد رومی اعراض داد برای نائحه ابوعلی تیمهی که بدیار بکر بود نوشت
که ور د رومی یاران و را بگیرد ابو علی بر سرشته کردن سواران شروع نمود درین حین خبر به بعضی یاران ورد
رسید بور د گفتند که ملوک روم با عضدالدوله مکاتبه نمودند و در امر ما ویرا مراسله نموده اینه شکست است که
انها عضدالدوله را بمال وغیره راغب می سازند ما را بایشان تسلیم میکند مصلحت انست که بسوی روم عود
باز کردیم و با ملوک روم مصالحه نمائیم اگر قبول کنند و با محاربه نموده کوشش در امر ضروفت اریم یا ظفر یابیم
یا نیکنامی بمیریم ورد گفت این مصلحت نیست اگر عضدالدوله بغیر از خوبی چیزی دیدیم روا نیست اینکه
پیش از انکه از وی چیزی بدانیم از وی اعراض کنم چون ور د برایشان این کلمات را بیان کرد بسیاری از یاران
وی جدائی کرده رفتند چون این خبر عضدالدوله ابو علی التمیمی عقیلت یاران اور ا مشاهده نمود بر وی حریص شد
محفوط و ورد راخواست و رد اجابت نموده حاضر شد چون بحضور ابو علی تمیمی جمع شدند ویرا با پسر و
برادر و جمعی از اصحاب گرفته این واقعه در سنه سه صد و هفتاد بود ابوعلی انها را میافارقین حبس نموده بغداد
بحضور عضدالدوله فرستاد و حبس ماندند تاسنه سه صد و هفتاد پنج که عضدالدوله فوت کردید و ملاتی
بصمصام الدوله منتقل کرد ورد رومی ابو کسا بیکر با او محبوسنج دند رها نمود شرط نمود بروی تا گر د از اسرای
مسلمانها را و انیکه برای بنای سد قلعه سر در از بلاد روم با قریه ها ان تسلیم نمایند وانیکه قصد نکند بلاد اسلامی را جندوان
یاران تازمان حیات می ساختند می نمایند در این چیزیکه محتاج است بمال و غیره دهها ال د رو شد و بسوی همراهی هم رفت ورد تا
مدام بیا بارا و غیر است انها خود مایل ساخته در کشش و غلیمت بطمع انداخت تا اینکه جمع شده با لشکری بعد رفت انیکه نزول کرد
بلطیه ملکت قسطنطنیه این سمت دهش لطیه انی حال غیر که در آن بور پادشاهی از لوک دوم در وس بن علی هم قسطنطی
راسله واستعالت و پیشان رسیدی و دریان قرار داد مود که قطنطی میاوران تلخ یباز در یس باشد بجانب اخی دوام
با یکدیگر درانی علیه سوگند کرده با هم یکجا شدند و دو لیس و ور دا کروشن دیگر و دنزدهی از گروه خودشان بند و بیدا کرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
