Machine transcription
فتوحات اسلامی ( ۳۰۸ ) ذکر غزوہ بصقلیہ
خود را در میان قلعه محبوس گرفته بود را بر ائل طرسوس انداختند باز در سنه سیصد و سی و هشت سیف الدوله بغزوی
روم برآمده ناگاه برایشان اجل گردید قلعه های بسیار را فتح و اسیر و غنیمت گرفت چون اراده کرد که از بلاد روم بیرو
شود رومیان تنگنها و مضایق را گرفتند آنچه همراه او از مسلمانان بودند بطریق قتل و اسیر هلاک گردیدند و در میان اسیران
و غنایم خود را با انچه گرانبار از اموال مسلمانان بود پس گرفتند سیف الدوله با جماعت اندکی بنجات یافت.
ذکر غزوہ بصقلیه
در سنه سیصد و چهل حسن بن علی کلبی که عامل منصور عبیدی بود بغزای رومیان بصقلیه رفت از جانب
قسطنطنیه لشکری بدوایل روم بصقلیه رسید با مسلمانان مقاتله شدیدی نمودند حقتعالی مسلمانان را نصرت داده
رومیان منهزم گردیدند مسلمانان برایشان غالب آمده و در را تا شب بکشتن و اسیر نمودن مشغول بودند جمیع نقا
و اموال و اسلحه شانرا غارت کردند در سنه سیصد و چهل و یک باز رومیان شهر سرقوس را با کشتیهای کثیر المحموله
شانرا غارت کرده مساجد را ویران نمودند در سنه سیف الدوله ابن ابی الهیجاء بغزای روم رفت و تکت بشهری که بگریست
از هلاک میگذارد و رومیان متحصند قسطنطین دومستقو را از جانب کلز به مستدفع رومین رومیان گوارده مستقو بشکر باین رو الاز روم
دریوش نقاره غیره جمیع آوری نموده قصد سرحدات مسلمانان کور سیف الدوله چون شنید بطرف وی حرکت نموده در سرحد که نهر سے
ملاقی شدند آتش قتال در میان شعله ور گردید هر دو فریق در مقاتله صبر کردند بعد از آن حقتعالی مسلمانانرا نصرت بخشید و رومیانرم منهزم گردید
بسیاری از ایشان کشته و اوالی کثیری بدست مسلمانان افتاد سرکردگانان و اسیر شدند و مستقو بگریخت به روم بحال زار رفت
در سنه سیف الدوله با جیوش نصرا غوش در بلاد روم رقابایل آن نواحی رسید و خرشه و صارخه چنانکه واقع نمود
کفار را اسیر نمود قلعه را سوخت و بهر آن که در باسیرا گذشت بر آن دستیافته و در آنجایزه و اقامت نامیده سوی ملطیه باز
کشت جمعی از رومیان طریق آمد و شد بند عسکر وی غباری را جمع کرده بطرف خرشنه رفت شهر را آتش زده آباد یها را ویران نمود قبال
شانرا غارت کرده اسیر گرفته باز کشت در سین گه رومیان اراده دباشقه طرسوس هجوم برده از ایشان هزار و صد سرکش کشته
و قریه های اطراف آنرا سوختند در سنه ایلیوس رومی با جیش عظامی را جمع کرده در رشت و سیف الدوله با لشکری بسیار بغزای روم
رفت در شهر طار است بسیاری گذاشت جابهای بسیار را سوخت قلعه را فتح نمود اسیر و اموال بسیار گرفته با طرشنه
رسید و رومیان در بند با را بردی گرفتند چون روم باز کشتن گردید بطرسوس گفتند که رومیان بندها دستنگی را
گرفته اند رفته نمیتوانی مصلحت آنست که همراه ما بازگردی سیف الدوله قبول نکرد سیف الدوله جنان
مقاومت داشت که همراه کسی مشوره نمیکرد بیچون است که بر رای خود مستقل باشد اینکر گفته نشود که برای خود
کار نمیکند اسماعیل سیف الدوله از جان درب کی داخل شده بود اراده مراجعت نمود رومیان بروی
حمله کرده بسیاری همراهان در انشهادت رسانیدند مال بی غنیمت از یک شبند خود او با سه صد مرد بصعوبه
به سختیهای بسیار بنجات این نتیجه بدفکری شخصت که جاهل پندارد فکرهای مردمان عاقل را چو عاقل را
عقد باشکلی بکار شد عقل دگر با عقل خود یار در سنه سیصد و پنجاه والی انطاکیه همراه جماعت بزرگی بطرف سوسکه
خروج کردند گروهی در میان بر مسلمانان کمین کرده ناگاه برایشان حمله بردند بسیاری از مسلمانان کشته گردید والی
مشرکان قرابت نزدیک در ایله
از دیار سفر دواز دهم
حارث تا تو بخواست بر تواید
و مجاملته نیائی ایام
امرزند بزیر دست زند پیار باید
تصادفه برتب بلا در روم ایرا
بیک غار زدن سهولت بیار
پیل در انجا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
