BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 296

Page 296

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 296 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۲۸۳) رفتن در میان مصر رفیق کرده جماعه رومیان گشتند رومیان بطرف اشوم طلیس رفتند که حصار و دروازه اهنین داشت که خلیفه معتصم ساخته بود انچه براق که در آن بود غارت کرده و جزیره اینین را نیز بردند رفتند و کسی بایشان تعرض نکرد و در همین سنه علی پسر یحی ارمنی به صایفه غزا نمود در سنه چهل مقاتله میان محمد بن عبدالرحمن والی اندلس و میان فرنگیان واقع گردید بر فرنگیان نصرت یافت و از فرنگیان نزدیک به هشت هزار نفری قتل نمود و در سنه چهل و یک تذوره ملکه رومیان از اسیران مسلمانان دوازده هزار نفر بقیل رسانید که باسیران مسلمانان حکم بنصرانیت کرده بود هر کدام نصرانی میشد او را میگذاشت و هر کس از نصرانیت ابا می نمود وی را میکشت و از باقی مسلمانان فدیه طلب نمود خلیفه متوکل فدیه شان را داده خلاص نمود هفتصد و هشتاد و پنج مرد بود و بیست و پنج زن بود. ذکر غارت کردن صحرانشینان بزرمین مصر و بردن میان نوبه در سنه چهل و یک مردم بجاة برزمین مصر غارت انداختند و پیشتر ازین تاریخ به شهرهای اسلام جنگ نمیکردند سببی که در قدیم با آنان مصالحه داشتند همان صلح قدیم ایستاده بودند و در شهرهای شان معدنهای طلا بود خمس باهل مصر از ان معدنها میدادند تا زمان خلیفه متوکل منع نمودند و مسلمانان آنجا را کشتند چون خبر بخلیفه متوکل رسید وزرای خود را خواسته در باب ایشان با وزیران خود مشورت نمود وزیران گفتند که این مردم قابلی صحرااند و شتر دارند و الیٰ آ د گوسفند دارند بشهر های شان رسیدن دشوارست چونکه بیابان با غیرمانوس بسیار دارد میان شهر های شان و زمین اسلام کیامید راید که زمین آخالی و کوهها سخت است لشکرها اگر بروند میباید همین مدت توشه خود ها را از همه چیزها بردارند تا اینکه به شهرها برسند اگر در ینمدت چیزی نداشند هلاک میگردند و آن مردم ایشانرا بدست میگیرند و اهل آن زمین هیچکس چیزی نمی فهمند خلیفه متوکل خود را از آنها نگاهداشت طمع شان زیاده گردید و شتر شان بسیار شد تا اینکه مردم مصر بر نفوس خودها از شتر یشان بخوف گردیدند خلیفه متوکل - محمد بن عبدله قمی را امیر عمار بشان گردانید و به عنبسه بن اسحق امیر جنگ معز نامه نوشت که امیر عمار را کمک بدهد لشکر و غیره چیزی که بکار است بدهد عنبسه ساختگی کار آنرا نموده متوجه بطرف زمین بجاة گردید که باوی عاملها معدن ها و غیره یکعالم خلق ملحق گردید تا تخمینا هفت هزار نفر سوار و پیاده شد متوجه بجاة ملزم گردیده هفت کشتی پر از اطعمه و غیره بار کرده روانه فرمود و کشتی بانها را گفت که نزدیک شهرهای بجاة در کناره دریا بر ساد [Margin Text] بجاة قومی بود از حبشی که در ما بین حبشه و نوبه ساکنند. در سودان نو به شهرهای وسیع و عریضی

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 296. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/296 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/296
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record