Machine transcription
فتوحات اسلامیه (۲۷۲) ذکر غزوات عیادة الدعامل المومنین
دو صد و بیست و هفت معتصم وفات یافت و مسلمانان بپسرش واثق بالله بیعت کردند و دران
سال عبدالرحمن بن حکم بجانب دشمنان لشکر فرستاد چون بجلان رقونه و شرطانیه رسیدند و میان مخیمه
و بر لشکر اسلام حمله آوردند و از همه اطراف احاطه کردند و شب تا صبح بین الفریقین مقاتله بود چون صبح شد
خفی بد تعالی مسلمانانرا نصرت داده اعدا را شکست بخوردند و هم درین سال عبد الرحمن بن حکم بجانب
دشمنان لشکر فرستاد و عبد الله بن بلنسی را امیر لشکر گردانید و چون با اله و قلاع رسیدند مشرکا
در مقابل ایشان مجمعی انبوه بر آمدند محاربه عظیمی بین الفریقین واقع شد و آخر دشمنان بهزیمت رفتند و عده
از جمع مشرکین از حساب بیرون کشته تا اینکه توده های بلند از کله های دشمنان ساختند که
از بس توده ها سواره مقابل خود را نمیدید و درین سال ازریق ملک کفار بالشکریگران خروج نمود
و قصد غارت مدینه شالم که از بلاد اندلس است نمود در مقابله وی فرتون بن موسی با لشکریجرار
و کار زار دیده بیرون شده با الدریق ملاقات کرده مقاتله سخت نمودند آخر لزریق فرار اختیار
لشکر وی کشته مثل پشته گردید قرتون بجانب قلعه که اهل المریه پس از غیور مسلمین بنا کرده بودند قصد اندلختی
نمود بعد از ان قلعه را مفتوح ساخته و هم و خراب نمود .
ذکر غزواتی که بافریقیه واقع شد
در سنه دو صد و بیست هشت فضل بن عمر همدانی از راه دریا با فریقیه غرا نمود و در مسینی نشینی نزول کرد و
و سر به ها را در بلاد کفار پراگنده کرد در اقطار بلاد کفار پراکنده کرد در اقطار بلاد کفار در آمدند غنایم بسیار
گرفتند و اهل بابل ما یشان در آمده متفق شدند و فضل بن جعفر بار و میان که ساکن ابن ابا ربودند بیابی
مقاتله را گذاشت مدت اقامت وی تا دو سال امتداد کرد قتال سخت نمود لیکن بین مدت و فتح بیای
وی تقدیر نبود تا اینکه طایفه از لشکر اسلام در سر کوهی که قریب شهر بود رفته و از انطرف بکوه بالا شده مهین
غفلت اهل شهر و شغل ایشان بقتال فضل بن جعفر از کوه شهر فرود شیدند اهل شهر ازین هم هجوم مضطرت شد
و فرار بر قرار اختیار کردند شهر در مسلمانان مفتوح شد و نیز فتح شد مدینه مسکان در سنه دو صد و بیست نه
عباس بن فضل بالشکریار ج و خروج نمود تا درشره رسیده با ایشان مقاتله شدیده نمود تا اینکه از
رومیان زیاده از دو هزار کس کشته و از مسلمانان سه نفر شهید شدند باقی دشمنان بهزیمت رفت
مثل این واقعه در صقلیه دیده نشده در سنه دو صد و سی دو فضل بن جعفر مسینی را محاصره کرد جمیع این سیلی
و اهل مسینی جمعی از بطریق صقلیه مدد خواسته اندر و وی اجابت نموده و قرار داد و که علامت رسیدن من اینه
شما اینکه در فلان کوه مدت شب آتش بلند میگرد و چون آتش را مشاهده کردید بدانید که من رسیدم و بر مسلمان
حمله آرید فضل بن جعفر کره فرستاد گفت شب در انکوه آتش بیفروزند و خود شجاعی به مصاف شب جماعتی تا پیر
فرمود که در فلان موضع در کمین باشیده باقی عسکریان با اهل شهر مقاتله کنند اهل حسینی چون یشن را مشاهده کره
گمان کردند که بطریق صقلیه است در روز چهارم صغیر و کبیرشان از شهر بر آمده منتظر قدوم بطرقی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
