Machine transcription
فتوحات اسلامی (259) ذکر خروج استادسیس
مهدی منصور حالت قضیه را اطلاع داد و درین سنہ مهدی از خراسان مصحبت فیعودہ اہل بیست
اواز شام و بصره و کوفه استقبال کردند و تہنیت فرمودند و مهدی ہر یک را صله و جایزہ بخشید
و منصور نیز موافقت کردہ ہر یک را بطی مخصوص گردانید و بنا ساخت از برای وی مضافه را کہ بہت
در شام و نیز نام محلہ ایست در بغداد و در این سال عبدالوہاب بن ابراہیم دامام بن محمد بن علی غزا کرد بمان
و در سال یکصد و پنجاہ و دو عامل کردید بخراسان حمید بن قحطبہ از طرف منصور غزا کرد اہل کابل را
و درین سال ایضا غزا کرد بار و میان عبدالوہاب مذکور در سال یکصد و پنجاہ و سه معیوف بن یحی بغزای روم
رفت چون بقلعه از قلاع روم رسید بر ایشان شخون زد و اسیر گردانید هر که در قلعه بود و بعد از ان مقصد
کرد لا و قیه را خراب و اسیر کرد از اہل آنجا ششہزار نفرا غیر از مردان بالغ و در سال یکصد و پنجاہ و چهار
بنظر بن عاصم ہلالی بغزای روم رفت در سید نقا کے اتے در سال یکصد و پنجاہ و پنج یزید بن اسید اسلمی بخران
روم رفت اہل روم ناچار شدہ با منصور مصالحه نموده و در سنہ پنجاہ و ششم و نیز مذکور بجہاد اہل روم
رفت و در سال پنجاہ و ہفتم یزید بن اسید بغزای اهل روم رفت و غنیمت بسیار گرفت و اسیر نمود
و در سنہ یکصد و پنجاه و هشت منصور خلیفه وفات شد و مسلمانان با پسر وی محمد مہدی بیعت کردند
و معیوف بن یحیی را بغزای روم فرستادند و چون بدر بند حدث که نام شهر یست در روم)
رسیدند طلاقی شدند با دشمنان و قتال سخت کردند و بالاخره متارکہ نمودند و در سال یکصد و پنجاہ است
عباس بن محمد با اہل رومیہ غزا نمود و چون رسیدند در انقره قتال کردند و فتح نمودند مدینه الروم
و مطهوره را و بازگشته سالم و غانم و مسلمانان مصینی بالسیف
ذکر فتح مدینه بارید از بلاد هند
فتح با بر بد در سنہ یکصد و شصت واقع شد در حصہ او چنان بود کہ فرستاد مهدی خلیفه در سنہ پنجاہ دوم
لشکر را از راہ در یا بسمت بلاد ہند و امیر گردانید بر ایشان عبدالملک بن ہشام مسمی را ویه
او جماعت کشرو ندار سپاهیان و اینجار بان با ایشان بود یب مع برج پس قصد تا تر ول کردند
بدروازه شهر با رید و محاصره نمودند شهر را از جمیع اطراف و منجنیق و تخریه کردند مسلمانان
یکدیگر را بر جہاد و ثبات قدم سخت گرفتند بر اہل شهر و بند نمودند راه آمد و رفت محمد اکه ولولہا
را تا بالاخره فتح نمودند شجرد غلبه تام در آمدند شهر را از ہر طرف تا اینکہ مضطر شدند اہل شهر
و پناه جشتند به بتی کہ از برایشان مبود پس سوختند او را مسلمانان تا اینکہ رسید اثر احتراق بدشمنان
و سوخت جمیع کثیر را از ایشان و کشته شد ما برغی است دلاوران اسلام را از مسلمانان زیست
چند نفر کم بازما و بدر جه شهادت فایز شدند مال و غنیمت زیادی ستیابشان شد و در شصت
جہاد کرد بانصاری روم شامہ بن عیس از طرف مهدی خلیفه و غزا نمود در این سنہ عمر من غس شجمی را
کنار بحر شام و در سنه شصت و یکم شامہ بن ملید بغزای روم رفت و درمیان این غروه هشتاد ہزا
ہزار دست فنجا رسید
خلیفه مهدی در سنہ یکصد و پنجاہ و چھار
نقره داد بمسکینان که در مدینه رسول
صلم بودند و امیر بین ایشان قسم کرد ایام حج
با بوہر یرہ و او نابر ہشام قسم کرد علیہم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
