Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۲۱۳)
ذکر فتح سمرقند
شب بایشان مقاتله میکردیم ناگاه دیدم قتیبه را که پنهانی آمده چون یکی از دشمنان ضربتی بم
که از ضربت خود تعجب کردم قتیبه را گفتم چه می بینی پدر و مادرم فدایت گفت سکوت کن د بهشت
تک با خلاصه تا اینکه بایشان مقاتله کرده شکستی دادندانهار کشتند و اهل خاقان نیز کشته گردیده
حاصل آنکه بغیر از خبر برنده کسی از ایشان خلاص نشد اسلامی اسلحه شانرا جمع کرده سر ها بشان
بریدند بعضی را که اسیر نمودند هماهی کشته دارا پرسیدند گفتند شما نمکشتید مگر پادشازاده
و بزرگی زاده و پهلوان زاده را که هر مردی از ایشان بصد مرد بشما بر میرفت نامهای شانرا
بگوش ماهی نوشتند بعد از ان در وقت صبح داخل لشکر خود شدند کسی نماند یشان کشته یا
یا اسیر و کمر بندها طلا و اسلحه نیاورده آن شخص میگوید قتیبه جماعتی دیگری را اکرام کرد گمان من
اینکه چیزی از شجاعتی که از من دیده بود از ان تانیز مشاهده کرده چون اهل صغد این قضیه را
دیده ترسناک شده حصار خود را محکم تر کردند قتیبه منجنیق ها را بالای شان نصب نموده بذریعه
سنگ مجنیق حصار را سوراخ کردند شخصی از اهل صغد بر رخنه ایستاده قتیبه او شام میداد
بعضی از تیراندازان قتیبه تیر بردبان آن لعین نواخته اور بقتل رسانید قتیبه آن پهلوان را
ده هزار انعام بخشید بعضی از مسلمانان قتیبه را شنیدند که به سمرقند خطا میکرده میگفت
ای سمرقند تا کی شیطان منو بشانه میگیره چربها بهازان ایرج قدس وطا دوسان کنگره
ا من د هویت طیرا نکنند قم بخدا و نذر کر جیم کردم خرابی ترا با با تو قصد دارم حات
ا دبار را بر فرق ساکینت خواهم نخت مرد شنونده بازگر دیده یاران خودر اگفت که فردا نفوس
بسیار کشته خواهد شد چون صبح شد قتیبه مردم را بقتال حریص نموده با ایشان مقاتله شدی
نمودند لشکریان خود را امر نمود که خود را بر رخنه دیواری شهر رسانند پردلان غیور اسلام
سپر ها را بروی یا خود گرفته الله اکبر گویان بخاطی خود را بد یوا شهر رسانید بر رخنه توقف
کردند از انطرف اهل صغد ایشان را به تیر می زدند چون اهل صغد بحز خود را دیدند سوی قتیبه
فرستادند تا اینکه امروز از ما بازکرد فردا با تو مصالحه میکنیم قتیبه گفت خوب بشهر طیکه نفری را بر رخنه
باشند آنها قبول کردند چون صبح شد باین هم مصالحه کردند که در هر ستاد و از ده لک شقال طلا بدهند
و در هر سال سی هزار سرسی مسلمان بدهند و اینکه شهر را از لشکریان خالی بسازند تا اینکه قتیبه
در شهر سمرقند مسجد جامع بنا نموده خطبه بخوند و طعام بخورد بعد بیرون شود چون عقد مصالحه
تمام گردید اهل صغد شهر را خالی نموده مسلمانان مسجدی بنا کردند قتیبه با چهار هزار منتخبین از شکر
خود داخل شده نماز را ادا کرد بعد از صرف طعام کسی بجانب صفدیان فرستاد که برایشان
بگوید اگر کسی از شمایان اراده دارد که متاع خود را ببرد بگیرد که من از شهر بیرون می شوم
وا و از شما نمی گیرم مگر بدلا صلح را لکن لشکریان من در شهر مقیم باشند این سخن بایشان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
