Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۲۰۰)
ذکر فریب نیزک
خلع نمائید جمع شوید که باوی مقاتله کنیم و نیز به کابل شاه نوشت اینکه باوی معاونت نمود
در وقتی حاجت او را پناه داری نماید کران باریها و راجای پادشاه کابل خواهش او را قبول
کرد نیزک که ملازم جیغویه ملک طخارستان بود چون مولای خود را ضعیف دید آن الاسفهبد را
قید طلائی در پا دادند قتیبه عامل قتیبه را از بلاد متفرقه جیغویه کشید چون خبر خلع بقا و
نیزک و تابعین آن پیش اند زمستان در جنیکه لشکریان اسلام متفرق بودند بقتیبه
رسید عبدالرحمن برادر خود را با دوازده هزار کس بطرف بروقان فرستاد فرمود که عازم
واراده خود را ظاهر نسازد تا قضاء فصل زمستان در آنجا مقیم باشد بعد به جانب طخارستان
برود و فرمود بدانکه من هم بشما قریبا ملحق میشوم عبد الرحمن مراد را بسمع اورد الطاعه گفته بهمان
نموده متوجه صوب مقصود شد چون زمستان بآخر رسید قتیبه از نیشابور و دیگر بلاد
متبوعه خود لشکر خواست قشون ظفر نمون پیش از میعاد مقرره به جوش و خروش در نزد
قتیبه جمع شدند قتیبه با ایشان طرف طالقان که لشکر در خلع بیعت با نیزک متفق شدند بود
شتافت چون بطالقان رسیدند قتیبه فرمان جنگ داد چنان مقتله عظیمی در اهل طالقان
واقع شد که چشم روزگار ندیده چنانچه از ایشان و صنفے بعد از ی چهار فرسخ بدار
کشید بعد قتیبه عمرو بن مسلم برادر خود را د امل طالقان مقرر کرده خود متوجه فاریاب گردید
ملک آن چون ماجرای طالقان را شنید باستقبال قتیبه برآمده خواهشات آن را قبول دار
شده احدی از زان شهر نکشت مردی را از اهل فاریاب بر یشان عامل گردانید جوزجان
جوزجان رسید ار شد چون ملک جوزجان آواره رفتیبه را شنید راه حبال اگر بزگاهی
خود قرار داده کمرسخت اہل جوزجان سری اطاعت فرود آورده تکالیف را قبول دار شدند
کسی از ایشان مقتول نگردید عامر بن مالک حمانی را بر ایشان عامل ساخته متوجه بلخ گردید
اغالی بلخ باستقبال او آمدند بآنها هم معامله مصالحه را اجرا نموده بطلب عبد الرحمن برادر
خود عازم شعب قله گردید در بلخ یکروز بیش توقف نکرد چون اہل قصبه را بیزک نسبت
به خیانت و نفاق خود پیش بینی کرده بود بالشکری خود جانب بغلان رفته قلعه محکی را
که به عقب شعب قله بود است حکام خود قرار داده تابعین خود را بردبان تنگی شعب مقرر
نمود که ممانعت نمایند قتیبه چند روز توقف کرده نزدیکان تنگی با ایشان مقاتله نمود بر
گرفتن قلعه قادر نشد بجز از همان راه شعب در راه بیابان که بر لشکریان صعوبت د شولار
می آمد دیگر راهی نمیدانستند بتوانند بر جاحود ثابت ماندند تا اینکه شخصی از اهل بغلان
طلب امان کرده جانب قتیبه آمد قتیبه برآنکه اطلاع بر راه قلعه حاصل کند آن را ایان
داده با چند نفر طرف قلعه فرستاد آن با بشب رفته به قلعه رسیدند در حالیکه دشمنان
اطفال
نواحی بلخ
قریبا بجهت از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
