Machine transcription
فتوحات اسلامی (۱۸۶) ذکر غزوه بلاد سوس وح و وقایع افریقیه
عبدالملک بصایغه غزا کرد در سال هفتاد و هشت حجاج عبیدالله بن ابی بکر را بسجستان
والی نموده تحصیل ملک ترکان متصالح بود و خراج را ادا نمینمود واز ادای خراج گاه گاهی
امتناع نمینمود حجاج شخصی را بسوی عبد الله بن ابی بکر فرستاد و او را امر نمود به فوری گرفتن
خراج از رتبیل تا اینکه واپس نگردد تا اینکه بلاد او را تصرف و قلعه های او را ویران مردنان
اور ااسیر نگرداند بعد ازان عبد الله با اهل بصره و اهل کوفه در زمانیکه شریح بن هانی که از اصحا
حضرت مرتضی علی کرم الله تعالی وجهه و سرکرده اهل کوفه بود
رفت تا داخل بلاد ملک رتبیل شد و عنایم بسیار گرفت حصار ها پیشمار خراب کرد و بریک سر
زمین ایشان غالب شد ترکان اصحاب رتبیل منزل بمنزل را برای ایشان واگذار می شد
تا اینکه عبد الله باعسکر خود در بلاد آنها نزدیک رسیدند و شهر بود باش ایشانرا تا شهرده
فرسنگ نزدیک شدند بعد ازان ترکان بر مسلمانان شعبه و عقبه ها و سرکوه ها را گرفت
مسلمانها گمان کردند که هلاک خواهند شد عبیدالله با ایشان هفتصد هزار درهم که به رتبیل
برساند مصالحه نمود تا اینکه مسلمانها را واگذار شود که از سرزمین آن بروند و شریح عبد الله را
ملاقات نموده با و گفت که نمایان چیزی مصالحه نه نمایند مگر اینکه پادشاه از جمله بخشمهای شما
بداند من عمر بسیار نمودم مدت مدید ایست که طلب شهادت را می نمایم امروز اگر شهاد
از من فوت شود و نایل آن نگردم تا زمان مرگ شهادت را نخواهم یافتم بعد ازان شریح
آواز کرد که ای اهل اسلام غیرت نمائید و یاری بخواهید از پروردگار خود سپر و شمشیر و عهد شد
بهنایی کرده و مشرح گفت تو پیر شده و بس خراف رسیده هانی بشرح در جوانبگه گفت که بس است
از برای تو همین نام که بستان عبیدالله و حام عبیدالله بگویند بعد ازان شریح باواز
بلند گفت که ای اهل اسلام هر کدام از شما که اراده شهادت را دارید بمن نزدیک شوید
پس جوانان قوی الهیکل و سواران دل آور و پیاده گان حلمه ور با شریح یک جائی شده
مقابله نمودند تا اینکه اکثر ایشان مقتول و مجروح شدند و شریح نیز مقابله نمود تا اینکه با
جماعتی از اصحاب خود شهید شده بعضی نجات یافته واز بلاد رتبیل بر آمدند و در همین
سال اهل انطاکیه بر اهل روم رسیدند و برایشان ظفر یافتند در سال هفتاد و هشت
امیه بن عبدالله را عبدالملک از خراسان معزول نموده خراسانرا سپرد بکار داران
حجاج کرد و بخراسان مهلب بن ابی صفره را والی نمود.
ذکر غزوه مهلب با اهالی ماوراء النهر در زمانیکه والی خراسان بود
در سال هفتاد و هلب نهر بلخ را قطع کرده بخولانش که نام شهر ست خیمه و آمد نامه بر عم ملک ختل در نزد او
آمد و بخرامی ختل که شهر ست باورا و لنهر تکلیف کرد و نام پادشاه ختل شبل بود و مهلب با پسر عم
طاطیه جزیرت البحر در عما(ام)
مشهور است و هم در شام است و هم
یکی د را اندلس عربستان ناد را اندلس
چون برخراسان در هم ختیل
شهر است ماوراء النهر ۱۳ مترجم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
