BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 174

Page 174

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 174 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۱۶۱) حال شتم افریقیه رفتند لشکر اطر بلس پراگنده نمودند پادشاه موسوم به جرجیر بود که از طرابلس غرب تا طنجه بتصرف وی بود هرقل پادشاه روم او را تولیت داده همه ساله خراج را به روم میفرستاد چون جرجیر خبر آمدن مسلمانان را شنید امادگی نموده لشکری از کشوری را جمع نموده عده لشکرش بیکصد و بیست هزار رسید و مسلمانان را در موضعیکه بین آن و سبیطله یکشبانه‌روز مسافت است و همین شهر در ان اوان پایتخت مملکت بود ملاقات کرده اقامت ورزیدند و همه روزه مقاتله میکردند عبدالله بن ابی سرح قاصدی بسوی وی فرستاده او را با سلام یا جزیه دعوت نمود از هر دو ابا کرده تکبر نمود و درین مخابرت حضرت عثمان رضی الله عنه و مسلمانان قطع گردید بعد از ان امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه عبدالله بن زبیر را با جماعتی بطرف شان فرستاد تا او را از حال مسلمانان مطلع گردانند عبدالله بن زبیر کوشش کنان مسافت بعید را طی نمود خودر ابلشکر مسلمانان رسانید چون مسلمانان بهم رسیدند غلغله و اواز تکبیر مسلمانان بلند شد جرجیر پرسید چه خبر است لشکر با مداد مسلمانان رسید لرزه بر بازوهای وی افتاد عبدالله بن زبیر ره مقاتله نمودن مسلمانان را هر روز از صبح تا پیشین مصلحت دیدند و قتی که اذان ظهر گفته میشد فریقین بسوی خیام خود مراجعت میکردند چون فردا عبدالله بن زبیر بمقام قتال گردید ابن سرح را در بین لشکر مسلمانان نیافت از حال وی استفسار نمود بوی گفتند شنیده است که منادی جرجیر میگوید هر کس که عبدالله بن ابی سرح را کشت برایش صد هزار دینار انعام و دختر خود را به تزویج وی در میآرم عبدالله بن ابی سرح خوف نموده که مبادا کشته شود عبدالله بن زبیر بر اثر این نزد وی رفته گفت تو نیز منادی را بفرمای که ندا کند هر کس که سر جرجیر را بحضورم بیاورد صد هزار دینار و دختر خود را با و میدهم در بلاد وی او را والی میگردانم ابن ابی سرح چنان نمود ترس جرجیر از عبدالله زیاده تر شد بعد ازان عبدالله بن زبیر برای عبدالله بن سرح گفت که کار ما با اینطایفه بطول می‌انجامد چه انها در بلاد خود بوده پی هم بایشان کمک میرسد و ما از مسلمانان و بلاد خود دوریم من مصلحت می‌بینم که فردا جماعه از پهلوانان مسلمانان را در خیمه گذاشته و همه‌آهانی مسلمانان با رومیان مقاتله میکنیم تا انکه دلتنگ و مانده شوند چون هر دو فریق بخیمه‌های خود بازگشتند با کسانیکه در خیام بوده و بقتال حاضر نشده رجعت میکردند غفلتا ایشانرا قصد نمائیم شاید که حق تعالی ما را بر انها نصرت دهد بعد از ان جماعتی از شرفای صحابه را طلب نموده مشورت کرد آنها درین رای بادی موافق شدند چون در بند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 174. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/174 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/174
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record