Machine transcription
(۱۵۰)
فتوحات اسلامی
فتح اصطخر و جور
بموضع ماموریه خود متوجه شد چون اهل فارس از قدوم مسلمانان مطلع شدند
بطرف ولایات خودمانده آنها متفرق گشتند. و این تفرفه اول شکست
آنها بود مجاشع بن مسعود سلمی بقصد شاپور وارد شیر را نموده در توج باکفار طلاق
گشته مقاتله نمودند و اهل فارس بهزیمت یافته مسلمانان عده کثیری از ایشانرا
بقتل رسانیده پیوسته را موالی که در لشکر آنها بود بغنیمت گرفتند شهر توج را بعد
از محاصره فتح کرده نقری زیادی را بقتل رسانیده آنچه امتعه که در آنجا بود بنیر
غنیمت گرفتند این فتح دوم توج و در سنه بیست سوم وقوع یافته مراتب اولرا
قبل بیان نمودیم که سوق داد عسکر خود را علأحضر می از راه بحر در زمان او پس
بعد از ان کسانیکه مقرر شده بودند جزیه را قبول نموده مراجعت اقامت گزیدند
و مجاشع بشارت فتح را مع خمس غنایم خدمت امیرالمؤمنین عمره فرستاد.
بیان فتح اصطخر و جور وغیره
حضرت عمر رضی وقتیکه رفتح لایات فارس را اذن داده بود لواها ترتیب داده و بر کدام
بهر امیری لوائی معین کرده رایت اصطخررا بعثمان بن ابی العاص سپرد لهذادر سال بیست
و سوم از هجرت عثمان جانب اصطخر رفته با اهالی آن در جور ملاقی گشته مخالفین را بهزیمت
دادند بعد ازان مسلمانان ابتداً جور و پس ازان اصطخر را فتح نموده
عده بسیاریرا از ایشان بقتل رسانیدند و بقیه گریختگان را عثمان بنادای جزیه
و ذمه دعوت نموده بریه جزیه را قبول نموده باز گردیدند عثمان اموال غنیمت را که ورد
انهزام مشرکین جمع نموده بود خمس انرا بمدینه فرستاده و باقی رابر مجاهدین تقسیم نمود کثرت فتوحات
و نوید جان را فتح نمود ارض نوبند جان را متصرف گردید شیراز و ارغانرا همزاه ابوموسی مسح کرد مسیر
تیر را بوائی صلح فتح نمود بعدازان عمان مقصد جنابا را نموده و جهرم را با طلا ر س طلاقی گشته کفار را بهیز
داده چهرم را فتح نمود در آخر خلافت حضرت عمره و ابتدای عثمان شهرک — از تحت اطاعت
مسلمان برآمده بنای بغاوت را گذاشت عثمان بن ابی العاص پسر خود را
بمحاربه فرستاده از جانب بصره نیز جیشی در تحت امارت عبد الله بن عمر و
شعلی بن معبد بد د شش رسیده در زمین فارس با طاغیان
ملاقی کشته شهرک شقها درین معر که بوده بالاسپر خود
گفتگو میکرد که ای پسر که من غدارا در چا بخوریم یا در شهرک
(القصیه و این شهرک مینگفند که بفاصله سه فرسنگ از معرکه مسافت داشت )
پسرش گفت اگر ما را بگذارند در اینجا ناشتا میکنیم و نه در شهرک بلکه در منزل ناشتامی نمائیم
شهر قدیم که پایتخت فارس
جور
شهریست در عهد بست
فرسنگ از شیراز
کیرون
کوهون که درون است بشهر
بیست می گویند شیراز
شهر سلیمان شهر دانشمند
شیراز توج شهری در کنار خلیج
ارغان نیز کافی مقار
۲۰ فرسنگ دایز از شهر بنے
شهریست با ساحل بحر فارس
جنا با یا جمع ساحل دیگر
جهرم
شهری در فارس در سه روز
از شیراز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
