Machine transcription
فتوحات اسلامی ( ۱۰۷ ) بیان روز اغواث
فریاد زد که ای حق داران ابی عبید، و سلیط، و صحاب جسر اشاره بواقعات گذشته
نموده بهم آویختند بالاخره قعقاع او را از نعمت حیات محروم ساخت سپـ
ذوالحاجب از خوف تاشب میگریخت مسلمانان از مشاهده اینحال مسرت اشتمال بـ
چنان فرحت نمودند که گویا روز قبل مصیبت ندیده بودند لیکن مهران غمناک گشته
شکست خور دند قعقاع مانند شیرنری در میدان جولان کرده باز مبارز طلبید شخصی
مقابله کند فیرزان ، و نیز وان از لشکر فارس خارج شدند لذا حارث بن ضباں
هم با قعقاع رفیق شد با یکدیگر جنگیدند تا اینکه قعقاع فیرزان را و حارث نیزوان
بقتل رسانیدند قعقاع بقوم خود ندا کرد که ای گروه مسلمانان جنگید با ایشان
بشمشیر ها خود چرا که در ویدان مردمان بذریعه شمشیر است پس فریقین بقتال کردند تا نزول
شب در ین روز فارسیان امری اندیدند که باعث مسرت شان شود بلکه بسیاری
آنها بقتل رسیدند بسبب شکستن مهر بهم شدن جند و قتالکه روز قبل با تفاده بود
بهر ا فیلان خود نه جنگیدند و مشغول ترمیم آنها بودند که ناگاه قعقاع و همراهانش
رسیده سخاک ذلت آنها را فشاندند هر زمانیکه طایفه از صحابه قعقاع ظاهر شد یکدیگره
و مسلمانان با او در گفتن تکبیر هجوم موافقت می نمودند ده ده نفر بر شتران کجا نه ها
فیلان آنها داخل نموده رو بپند بسته بودند سوار شده بر کفار حمله میکردند و بر
اطراف آن شتران خیل ها بر آنگہبانی سواران مقرر نموده قعقاع پسر خود بایاں
خود را امیر نمود تا اینکه بر سپاه اہل فارس حمله کنند خلاصه در روز ا غو رث مسلمانان
به مردم فارس چنان رفتار نمودند که آنها در یوم ارماث فعل نموده بودند اسپہا فارس
از دیدن شتران مجلل یعنی فیلها مصنوعی گریختند و ہمراہ اسپان مسلمانان همچو کردند
آنموقعہ را دیده خورسند شدند اینقدر ضرر کہ از فیلان مصنوعی بر کفار حاصل شد
از فیلها مردم فارس بمسلمانان نرسید در نیوقت اندینی عمیم اراده کشتن هستم را
کرده اما در نزدش شهید شد و شخصی از اہل فارس آمد جنگجوئی می نمودہ تا اینکہ
از دست طرٹ ابن علم عقیلی بقتل رسید شخصی دیگر بر آمد او هم مقتول گشت بعد
ازین مردم فارس اطراف طرٹ را گرفته از اسپ فرود آوردند و اسلحه او ابوداشتند
لیکن او مشت خاکی بر چشمشان زده بطرف اصحابنے مراجعت نمود در ان روز
قعقاع سی مرتبه بدشمن حمله نمود هر وقت که هر طائفه از دشمن بمیدان جنگ بیانی
طلب میشد او بر ایشان حمله نموده بضیمح را مقتول میساخت آخرین شان بز مهر مهربان
بود که با اعور جنگجوی کرد ہمدیگر ر ا کشتند اعور پسر قطبه شهر یا ر سیستان بود نا گفته نہ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
