Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد ثانی (۵۰۲) در سیرت حضرت علی مرتضی رضی الله تعالی عنه
مگر پوست گوسفندی که بران شب خواب و بروز شتر خود را در ان علف
میدادیم غیر از فاطمه خادم نبود ہارون بن عنتره وی از پدر خود
روایت کرده که گفت داخل شدم به خورنق در زمستان به نزد
علی رض و بر وی قطیفه کهنه بود گفتم یا امیر المومنین حق ترا و عائله ترا
در بیت المال استحقاق داده و تو این سختی را بر خود گرفته گفت رض
گفته شما را اعتبار نمیدهم قسم بخدا این قطیفه ایست که از مدینه با آن
بیرون شده ام یحی بن اسلم گفته که عمر و بن سلمہ را علی رضی الله
عنه بر اصفهان عامل گردانید عمر و با مالها و خیکهای پر از روغن
و عسل از اصفهان آمدام کلثوم دختر علی رض نزد او شخصی فرستاد
که چیزی از ان روغن با و عسل بفرستد وی یکظرف عسل یکخیک
روغن فرستاد فردای آن علی رض آن خیک ها و ظرفها را شمار کرد
از هر یک یکی کم آمد علی رض پرسید عمرو گفت موجو دست حاضر میکنم
امر را پوشید علی رض وی را قسم داد که چه کردی عمر و گفت بام کلثوم
فرستادم علی رض بسوی ام کلثوم فرستاده هر دو خیک را گرفت
دید که اندکی از خیک ها کم شده استجار را خاست که آن کمی را قیمت
نمایند بسه در هم قیمت کردند سه در هم را از ام کلثوم گرفته تسلیم
بیت المال نمود خیکها را تقسیم کرد عاصم بن کلیب از پدر خود روایت
کرد که مال اصفهان آمد آن را علی رض هفت گزه بر هفت سهم که مصارف
صدقه هفت است در ان میان نانی را یافت بهفت قسمت نموده
قرعه انداخت تا نصیب اول داده شود سفیان گفت علی رض خشت
خام یا پخته را بر خشت دیگر نهاد و نه لی را برنی دیگر ابی حبان تمیمی
از پدر خود روایت کرد که غله زمینی که در مدینه داشت و زراعت
میشد به انبان می آوردند روزی شمشیری را بیرون کرده
ببازار فروخت گفت اگر بر چهار در هم قادر می بودم این شمشیر
خود را نمی فروختم و گفت که علی رضی الله عنه بر منبر می گفت که
میخرد از من این شمشیر را اگر قیمت یک ازار می داشتم شمشیر را
نمیفروختم مردی بسوی وی برخاسته گفت بمسلم میدهم ترا قیمت
از ار شاید این دفعه غیر از مرتبه اول با شد علی رض میگفت من مالها
برای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
