Machine transcription
توحات اسلامی جلد ثانی (۴۷۹) در سیرت حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه
در جنب دریا و اعمال نیک و جهاد فی سبیل الله در نزد امر به
معروف و نهی از منکر چون آب دهان است نسبت
بدریا و رسول صلی الله علیه و سلم فرمودند که خواص بگناه
عوام معذب نمیشوند مگر که گناه را بگوام به بیند و قادر بمنع
آن هم باشند و منع نکنند حضرت عمر رضی الله عنه روزی
عطایای مردم را میدادند مردی آمد که همراه او کودکی
بود عمر رضی الله عنه برای او گفتند که کسی را بدیگری شبیه تر
ندیدم ازینکه تو شبیهی باین ولد مرد گفت من حدیث
آنرا برایت میگویم ای امیر المؤمنین من اراده سفر
کردم و مادر این بچه حامله بود برایم گفت که میروی و مرا باین
حالت میگذاری گفتم ما فی بطن ترا بخداوند امانت سپردم
و من بسفر رفتم چون باز آمدم مادر این پسر مرده بود در خانه نشسته
بودم ناگاه آتشی در قبر آن زن مشاهده کردم گفتم این آتش چیست
مردمان گفتند این آتش از قبر عیال تست که هر شب ما می بینیم گفتم
بخدا قسم که می صائمه و قائمه بود پس کلنگ را گرفته قبر او را
شگافتم دیدم که این پسر درمیان قبر میخزید و می را بر گرفتم آوازی
شنیدم که این ودیعت تست و اگر مادر او را هم امانت می
سپردی زنده می یافتی حضرت عمر رضی الله عنه فرمود که این پسر
شبیه تر است بتو از کلاغ به کلاغ دیگر حضرت عمر رضی الله
عنه و بقیه اصحاب کرام عادت شان این بود که در طهارت
باطن خود از اخلاق ذمیمه مبالغه تمام میکردند و در
طهارت ظاهر مساهله مینمودند تا اینکه حضرت عمر رضی الله
عنه از کوزه نصرانی وضو ساختند بعضی منافقین مردمان
را امامت میداد و غیر از سوره عبس دیگر سوره را نمی
خواند چرا که در سوره موصوف عتابت برای رسول
صلی الله علیه و سلم حضرت عمر رضی الله عنه منافقی را که
همین شیوه داشت قصد قتل او نمودند حضرت عمر رضی الله
عنه باری باسپ خوش رفتار سوار شدند بزودی درود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
