Machine transcription
۷۰
ز معرفت چه زنم دم ز عشق نومیدم
گہی چو زاهد نادان ببر کشم امرد
گہی بشکل معلم نشسته بر بالا
بمسجدت که در آیم کر اسلام کنم
سخنوران همه خلاق معنیم دانند
به این ذکاوت ذهن به این صلابت فکر
برون شد از کف من نقد عافیت ز انسان
اگر عتیقه ام اما دل جوان دارم
جهان ده شتم اما بيك هنر خورسند
تفا و لاست همانا ورود موکب او
شهنشهی که بر وتحفه مید هند یو روپ
نخست عرض من اندر جناب او این است
تو ئی که بازوی عدل را قوی دارند
وزیر عدل بتد ریس خانه انصاف
خلاف نیست که ملک هرات ویرا نشد
حلال نیست که کاتب نمود صرف نظر
تظلمي که بپا کرده است قو ماندان
عبث حکایت فرهاد صورت شیرین
که در محل تهجد همید هم تلقین
گہی بر نگ تلامیز خفته در پائین
که ظاهر م شود از صحبت خسان تسکین
چه حاجت است ره و رسم مردم پیشین
رقم بیخت بدم اینچنین ز ند پسین
چو از میانه چليك هوا شود بنزين
محال نیست به انگور تازه از کشمش
که بر دعای شهنشاه میکنم آمین
که در هرات همی آید از طریق یمین
شهنشه که بر و هد یه میفر ستد چین
که اي شريفترين خا ندان ملت دین
ملا يك كه بود تابعان روح امین
نظام نامه عدل تو را کند تلقین
چو در اخیر زمستان ولا یت غزنین
پی تراش بجیم جزا زند سکین
نکر د ده ولت البان بملك روس چنین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
