Machine transcription
٦٤
از خواب ناز پرده زرخ برنیفکند در عالم خیال مبادا کند نفور
کان زوجه کسی است که بسجل مهر او بر مقتضای خاطر او میشود مهور
کلکینچه باز کن که شعاع رخش ز در گر پرتو اوفتد شوی از خویش بیحضور
استاده شو بخدمت عفت مآب او از بهر پاس خاطر او یکتر نگ دور
پرشا قدم نهاده و يك پشه بك نگو شاید دهد علیک نگر در زکس غیور
برگو که ای سفینه دریای مردمی وی گوهر که سفته ترا صاحب صدور
ای مهوشی که از تو دل عالمی کباب وی شاهدی که از توجها نیست در تنور
آفت ندیده زلف تو از دست هر خسیس در گلشن جمال تو چشم حسود کور
از تیغ ابروان تو قتل است در فرنگ وز لعل آبدار تو در جرمن است شور
نسایم گشته نزد متاع لطافتت از روی اختیار بهم قاقم و سمور
عرضت ببارگاه عدالت پناه ما آمد چنانچه زده سلیمان پیام مور
بنو شته که شوهر بيباك ناکسم
زینجا فرار کرده در انجا قرارگاه ترسم که در ممالک حسنم فتد فتور
آری نکو نوشته اما بصبر کوش گر صبر بر مراد شود کار هر صبو ر
آن نیست آند یار که پیر اروپارسال از دست مردمان جفا پیشه بود چور
از فضل حق و همت مردان و سعی ما آن ماتم گذشته به امسال گشت سور
تادیب میکنم که شود شوهرت مخبر رو آرد در سجده از دل شو د شکور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
