Machine transcription
۱۷۰
بخوان مسکان بیقط قط جواب نتوان شد
بی خذلان یاران عاقبت سامری آسا
نه استبداد را صبر و نه بر آزاد انصافی
خبر ده ایصبا در خفیه مامورین دولت را
عسل را نوش نتوان کرد بی اندیشه نیشی
بخلوت کرده پنهان زاهد گمراه جامیشی
نه آقا ملت دارد نه عذرا را بود کیشی
که بهر انتقام ایام دارد جمع تفتیشی
تو راگوزولك چه دارد انقدر گستاخ لافيه ن
که از نيك و بد ايام هر گزمی نیندیشی
ای کاتکی مهندسه چالاک بودمی
گر دولت هنر بد هم یا شیر افتی
صاحب رسوخ بودمی چون میرکبراق
تعویز تیو بندی اکبر بودیم مرا
تا کشف شد معا مله که په و صفا
بیدار اگر بشب بودمی صبحدم بخواب
يا لك دار ساوه ترياك بود مي
کی بد سرشت هرزه و بیباک ودمی
از پیش بس گو اندکی ناپاك ودمی
بر بازوان نوشته چو ضحاك بودمي
در خاطر آر زواست که دلاك بودمي
سفاك تر زمردم سفاك بودمي
گوزولك چو دیگران هوس عز مال و جاه
گردا شتي شکسته و غمناک بو دمي
رسید مژده که آمد زمان آزادی
چه گفت گفت که ای بیکسان افسرده
وليك وقت خرابي بود که دالان تان
زطرف کابل قاصد جلال ابادی
شنیده اید که بعد از خراب ابادی
زدست چور کسان رو کند بسا بادی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
