Machine transcription
شماره (اول) سال دوم نامق کمال بیگ (٢٥)
آورده بود تن او از بسیار جاها سوراخ ، والبسهٔ شان از قطرات خون پوست کلدار مینمود.
تیره گی فضای عالم رافرا گرفته ، غرش رعد بسان جهنم که آفریدهٔ غضب خدا باشد
مدهشانه طنین انداز بود ، تندر به غرش و برق به دوش مانند اژدهای آتش نفس بدریدن
وشقیدن ابر ها هر لحظه وحشت ما را می افزود گاهی بدرخت می افتاد ، و گاهی کدام زاغ را
بال و پر میسوخت یا بر طائر سیاهی غلطیده خاکسترش میساخت ، چنین می نمود که جوشن
بندان زره پوش جگر خود را نیز از آهن ساخته در گرفتن جان ها سبقت به عزرائیل
می ورزند ، هر یک جان دیگری را به نهایت حرص و بغایت خشم بگرفتن بود گویا که جان
خود اوست که پس میگیرد، تیر و شمشیر ، خنجر و نیزه ، گرز و منجنیق ، آتش و صاعقه
میبارید ، دران عرصهٔ زد و خورد برادر های خود را دیدم بضربتهائی تیغ پاره پاره شده
و شناخته نمیشدند که از کدامین مخلوق اند ، ما در بیچاره و مهجور و سائر پرستاران
بسر فروشى و جان سپاری مشغول ، کنیزکان را دهشت بیهوش کرده ، خیمه را طوفان یکسو
برکنده ، اجساد از باران و تگرگ بسان برگ بید میلرزیدند ، این غلط است ، که « آدم بوقت
خوف و بیم می میرد » زیرا اگر این مسئله اندکی هم بصواب مقرون میبود خودم دران روز
چرا زنده می ماندم ؟
بلی ، یاد دارم دران محاربهٔ قویم ، و قیامت مستقیم ، شما را دیدم ، وقتیکه هجوم
آوران لشکریان ما را بر جعت مجبور گردانیده جانب خیمهٔ من تقرب نمودند باران نیزه ها
باریدن گرفت ، سرهای سرفروشان به تنهٔ یکدیگر تصادم مینمودند و دور چادره چرخ
میخوردند من بهر آن منتظر عزرائیل بودم که ناگاه باد دامن گرد را چاك نموده فضا را
بر من روشن ساخت ، غبار که فرونشست از ان ابر تیره ، و گرد خیره ما هتابی درخشید ،
نی گلاچهرهٔ هویدا شد . »
مترجم مدیر انجمن
٢٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
