Machine transcription
صفحه (۳۱) سال اول ـ مجلۀ کابل شمارۀ (۲)
از حسن اتفاق درین سالی که سید جمال الدین بمرحلهٔ سن هژده میرسد و از دورهٔ
تحصیل فراغت می یابد اعلیحضرت امیر دوست محمد خان عازم مسافرت قندهار
گردیده و جناب سید صفدر را باعطای جایداد و املاک سابقه اسعد آباد او مسرور
و با مصارف راه و بخشش و محبت تمام بطرف مشرقی مرخصش میفرماید .
سید جمال الدین بعد از مرور ده ساله اقامت کابل در معیت پدر محترم خود
عازم کنر شده و از ملاحظهٔ آنسر زمین مسقط الرأس خیلی مسرور بود ولی چندی
طول نکشید که سید صفدر داعی اجل را لبیک گفت مرگ آن پدر بزرگوار
اسباب اندوه و ملال خاطر سید جمال الدین شده از حیات تنهائی و عدم مانوسیت
باهالی آنعلاقه و ترك عادت بآب و هوای کنر فکرش وادار نمود که بهند مسافرت
کرده تبدیل موقع و تعدیل اندیشه نماید .
مسافرت اول سید بهند :
سید جمال الدین در سال ۱۲۷۳ بعد وفات پدر و انقضای چند وقته حیات کنر
رهسپار خاك هند گردید ، بعضی از شهرهای مختلفهٔ هند را بطور غیر معروف
سیاحت کرده ضمناً ریاضی جدید و پارهٔ علومیکه تازه بآنخاك قدم گذاشته بود
آنرا تحصیل و در نیمهٔ سال بیستم سن شریف خود که باواخر سنه ۱۲۷۳ مصادف
بود بمقصد تشرف بکعبهٔ معظمه رهسپار گردید .
بعد ادای فریضهٔ حج و زیارت مدینهٔ طیبه روانه شامات و بیت المقدس و از آنجا
بعراق و از عراق به بعضی شهرهای فارس مسافرت و سیاحت کرده دوباره از راه
كرمان خاك فارس وارد بلوچستان و هندوستان شده در سال ۱۲۷۸ هجری
موقعیکه اعلیحضرت امیر دوست محمد خان جهة صرف موسم شتا بجلال آباد
متوقف بود سید جمال الدین وارد خاك وطن و بدربار شاهی در جلال آباد بحضور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
