Machine transcription
(٧)
فرش توپ و تفنگ کوه و دشت عالم و آدم حتی سنگ و چوب را بفریاد
آورد و برق نیزه و شمشیر در دل مردوزن يك عشق قربانشدن در راه استقلال وطن
ایجاد نمود راحت و آسایش بالتمام از شهر آشیان رخت بربست شوروغوغائی ازسینه
و حنجره غازیان برخواست ؛ صحرا وسنگلاخهای سرحدات از خون مجاهدین پرده
سرخی بسرکشیده جوانان رشيد ودلاورما بخاك وخون غلطيد ، زدیم خوردیم
کشتیم کشته شدیم ولی الطاف بی نهایه پروردگار را شکر گذاریم که درین مرتبه سالار
جنگ و سپه داراعظم آن کارزار مرد شجاع وتجربه کاری مانند شهریارا مروزی ما
بودند که به فتوحات 'نادرانه' خویش ملت افغانستان را مرهون و آوازۀ استقلال
ما را آویزه گوش خاص وعام گردانیدند گویا زحمات وفداکاری ما هدر نرفت
وطرف مقابل ازغلیه وظفر استقلال مارا مجبور به تسلیم گشت ، قسمت خفته گان
در داخل از خواب گران تکان خورده بقوۀ شمشیر این سر افسر بزرگ وناجی
وطن اهمیت خود را شناختند و در خارج بهر مکان وزماني علم رسميت ملی و
مملکتی افغا نستان را بر افراشتند .
بنارم دامنه های کهسار غیرت خیز وهوا وفضای شور انگیز افغانستان را
که در بدو خلقت روح آزاده گی و حریت در خون افغانان جوان سرشته و اوللادان
این سرزمین را از طفوليت بغرور ملی وحرارت استقلال طلبی بار می آورد همين
موج احساسات وجوشش خون است که در جشن های ملی عروق واعصاب را
در تهیج آورده بیاد خشنودی ارواح شهدا پير وجوان صغار وكبارما خوشبختانه
استقلال را باسرشارترین عشقی استقبال میکنند .
استقلال ! ای سرچشمۀ اعتبار افغان ، وسرمایه افتخار افغانستان ! استقلال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
