Machine transcription
صفحه (٥٧)
سال اول ـ مجله كابل
شماره (١١)
بجانب حصص شرق و جنوب مملکت فرار كردند ، و بجز قسمتی كوچك آنهم
بناچار در درهای این سرزمین باقی نماند . بامیان بعد از تخريب مغول مشهور به
(موبالك) و بقول رشید الدین معروف (مو كرغان) يعنى (قلعه نحس) شد ،
ازان تاریخ تا چهل سال دیگر این شهر شهیر ویران وغير معمور ماند ، و قرنها
میگذرد ولایت غور از انهمه خرابیهای وارده قد علم نمی نماید .
بهرحال بعد از انكه مغول ولایت غور را اشغال وعساكر محافظ در درهای آن
گماشت ، سالیان چندی عبور نمود ، وعساكر وحشى مغول آهسته آهسته اهلی
گرديده ، و با بقایای پریشان ساکنین آنسرزمین آمیختند ، و آنقسمت اهالی
خون مغول را جذب نمود ، كه تا هنوز آثار آن در سیمای عده از طوائف
آشكار و پدیدار است ، وهکذا بعد از مدتی از حصص زابل و سیستان طوایفی
در درهای خالی غرجستان هجرت كرده و رحل اقامت افگندند ، از اینجاست
كه اختلاط های طوائف مختلفه در داخله غرجستان شروع شده و بالاخره در تحت
اثر وضعیت جغرافیائى تشكيل يك وحدت وطنی بظهور میرسد ، همچنانكه
طوایف چادر نشین غوری الاصل در حصص غور غربی با آریانه های هرات
و ترکان آمیخته ، طوایف جدیدی از قبیل چهار ایماق وغيره بمیدان كشيدند ؛
این طوایف مختلفه عبارت بود از قسمتی عساكر مستعمراتی چنگیز خان كه
در صفحات هزاره منقسم و باوجود اختلاط وحلول بطوايف سایره افغانستانی
هنوز بهمان اسامی قبیله وی مغولی خودها شناخته میشوند ، از قبیل دسته های :-
نکودری ، قره صوب ، شيرداغ وغيره . نكودر يك شهزاده چغتائی بود كه
در معیت هلاکو خان مغول فارس خدمت می نمود ، طایفه نکودری در غرجستان
تا عهد بابر مشهور بهمان زبان مغولی تکلم می کردند ، وبعدها زبان جديد وطنی را
قبول كردند ، معهذا لغات مغولی در لهجه آنها باقیماند و بهمین جهت است که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
