Machine transcription
صفحه ( ٤٦ ) سال اول - مجله کابل شماره ( ۱۱ )
غر جستان و غر چستان وغر شستان کردید ، اسم طایفه بزرگ بختانه
( غلجائی و یا غلزائی ) نیز منسوب بهمان نام ولایت غرج ویا غور است که
بعضی مورخین آنها را بنام خلج و خلجی یاد کرده اند ، با کل حال اسم غور
که محرف غرو است و غرو در پختنا نه جمع غر ( کوه ) و بمعنی کوهها و
کوهستان میباشد مناسب ترین اسمی است که در مورد این ولایت کوهستانی
اطلاق گردیده است . اما از اینکه ولایت غور در حصص وسطی و مشرقی
خود بعد از حمله های مغول موسوم به هزاره وهزاره جات گردید ، درسطور
نزدیکی سخن خواهیم گفت ، عجالته بایستی دانست :
اهالی پس از تشکیل جمعیت در غور ، دارای همان دیانت عناصر پرستی قدیم
بودند ، و ولایت باصول حکومتهای محلی اداره میشد ، و ضعیات مستحکمه
جغرافیائی ایشانرا از هر گونه نفوذ وتسلط همجواران مصئون ومحفوظ میداشت ،
معهذا مجمر دیانت زرتشت از کانون بلخ ، در هفت قرن قبل از میلاد به درهای
غور روشنی انداخت . بعد از سقوط دولت باختر ونفوذ هخا منیشان در افغانستان ،
برخلاف سایر صفحات مملکت و لایت غور در سایه جبال شامخه و درهای
هولناك خويش ، توانست آزادی وحریت داخلی خودش را حفظ وصیانت نماید
ومیتوان گفت در آن عهد فقط در تمام مملکت افغانستان سه منطقه بود که مالك
استقلال شمرده میشدند ؛ این مناطق ثلاثه در وضعیات جغرافیائی شبیه همدیگر
واز آنجمله بود ولایت غور ، و آن دوی دیگر عبارت است از ولایت پاختیا
در مشرق و ولایت بلور در شرق شمال .
دوره تسلط سکندر مقدونی این ترتیبات اداری را در ولایت غور برهم زد،
واردوی یونان شاهراه غور را در بوغاز بامیان گذر کرد ، ولی تلفات سنگین
عساکر یونان که تاریخهای جهان از ان ذکری میکنند ، نیز در حدود اینولایت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
