Machine transcription
( صفحه ١٧٦ )
کابل
( شمارهٔ چهارم و پنجم )
جواهر بسی همچو بلبان و الماس
فر و میچکد ز آبشار صنایع
زرسامی منظر هر چه زیبااست
بهر فصل بنگر بهار صنایع
نجات تو در دین وحکمت فراهم
چو کشتی نوح و بحار صنایع
ز آهن شد آماده اسباب نافع
لبوس لکم پود و تار صنایع
ز علم آنچه خوانی بکارش برانی
عمل خواهدت کرد گار صنایع
بود ایمن از حزن و از تنگدستی
کسانیکه هستند یار صنایع
ز عزت چو شهزاده افتدغریب است
بدو لت رسد استوار صنایع
نه تنها بکوشید در کسب عرفان
سزد گر کنی جان نثار صنایع
زراعت که او مایۀ زندگانی است
بود دایر اندر مدار صنایع
تجارت بجز حمل و نقلی نباشد
بانواع و اقسام بار صنایع
ز معمار و نجار و حداد و نساج
تمام اند در افتخار صنایع
بقول پیمبر حبیب خدائی
توای کاسب راست کار صنایع
مطابع با فکار اسباب تحریر
همیشه است در انتشار صنایع
علوم از کجا شهرت فیض میکرد
کتب گر نبودی زکار صنایع
ندیدم نقصی و نه هم شنید یم
که خارج بود از دیار صنایع
خدایا زرحمت مکن هیچ کس را
بدنیا ودین شرمسار صنایع
تهنیت جشن
از طبع جناب محمد طاهر خان محرر مجله اقتصاد :
باز در صحن چمن شادی و عشرت بر پاست
منظره لکش آن خرم و فرحت افزاست
میکند خنده گل و بلبل بیدل به نواست
شکر لله که کنون ملت ما کامرواست
عید آزادی این قوم دلیر آمده باز
که کنون اهل وطن گشته بعشرت دمساز
برفها لمعه فشان است به اطراف چمن
شده چون روز، شب اکنون ز چراغان روشن
گو ئیا پارهٔ نو راست سراپای وطن
که شود خیره ز نظارهٔ او چشم پرن
چمن از مقدمت ای جشن بسی پر نور است
از چراغان تو ابنای وطن مسروراست
وطن امروز اگر مأ من عدل وداد است
یا ا گر قطع در آن ریشۀ استبداد است
٤٧٦
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
