Machine transcription
( صفحه ٨٦ )
کابل
( شماره سوم )
فتى عيش فى معر و فه بعد مو ته كما كان بعد السيل مجراه مرتعا
ولمامات النصر مضى الجود وانقضى واصبح عرنين السما حة اجدعا
مطلب :
« ای گور نصر تو نخستین کودالی از زمین که آرامگاه جوانمردی و سماحة قرار گرفتی - و ای
گورنصر چطور توانستی کرم و سخاوت او را بپوشانی در حالیکه از جوانمردی او تماماً برو بحر آ بادان
می بود - بفقدان نصر جوا نمردی وکرم تا اندازه زار گریست که در هر دو چشم آن از کثرت گریستن
قطره اشك باقى نماند - جهانیان در سایه کرم او بعد از مرگش هم چنان عیش دارند مثلیکه بعداز مرور سیلاب
مجری آن سبزه زار خرمی را برای چرا برو یاند .
باین مناسبت خوشحال خان در مرثیه نظام خان پسر خود گو ید :
کشکی خوان دی بتانه په ننګ کښ مړوی نه چه ګور لره روان شو له تولتك
چه دقام په ننګ کښ ومری هغه زوی پعالم کښ دخپل پلارغاړه كالك
زړه داښيو سره وپوست ځما ستر ګو نور به څه راشی ځما له مر د مك
هغه وقت به بیر ته را نسی نظام چه به نوتی د خپل با با له و ك
که حیاوه که وفاوه که سخاوه (۱) شایسته ستاپه وجودوه هره يك
اسمعیل غوند به دراته تسلیم وه که په حلق دی نظام کښيښو كزلك
مطلب
« ای کاش جوانمرد در مورد اقامه کدام ننگ وغیرت افغا نی می مرد نه انکه از لحا ف
بیماری بجا نب کودال نا کا می عازم گردید : پسریکه در بجا کر دن ننگ و ناموس ملت بمیرد در جهان
نام وننگ « پدر خود را سر بلند میگرداند - دلم از شدت این ماتم که پسرم بدون يك ا فاده بقوم
رایگان رفت در سینه آب و از دید گانم بجا ی اشك رو ان شد ـ ا کنون در مردم چشمم قطره
باقی نمانده تا در فراق او بریز انم - ای نظام ! همان ساعت دو بار ه نخواهد آمد که تو هیچکا بدون
( ١ ) در بعض نسخه ها بجای سخاصفا آمده که بمعنی خوش خوئی و شستکی اخلاق است
٢٨٦
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
