Machine transcription
( صفحة ١٩٠ ) کابل ( شمارهٔ اول و دوم )
و يك دو دانه ماهی زرد که در انجا « چوش » Chush مینامند، بگرفت. من شروع به آب بازی کردم، ولی آب بقدری سرد بود که نتوانستم بیش از یکدقیقه دران توقف کنم. مردم اینجا عمق بند هیبت را ناقابل پیمایش میدانند، میگویند امیر حبیب الله خان خواست عمق آنرا معلوم کند، و ٧٥ گزریسمان انداخت ولی به انتهای آن نرسید. در انجام جنوبی قسمت کشادهٔ بند هیبت و در روی آنحصه سد سنگلاخی آن که بسیار سراشیب نیست، گلهای متعدد روئیده است.
هزاره های همجوار راجع بچگونگی ساختمان این بندها افسانه های عجیبی دارند اصلاً نام « بند امیر » بهمین سه بند مذکور که بر حسب روایت بومیان آنجا منسوب به حضرت علی رض است، اطلاق میشود، بند بنام قنبر مهتر امیر. و بند غلامان باسم غلامان قنبر معروف است. بزیر سد سنگلاخی « بند هیبت »، چشمهٔ کوچکی است که آب آن بمثل یغ سرد و صاف بوده و تهٔ آن یکسان زرد کمرنگ است. چشمهٔ مذکور « آب صفا » نامدارد و به خواص طبی خود معروف است و نسبت باین چشمه بومیان مذکور نیز افسانه دارند.
در خاتمه ناگفته نماند حکایات مزبورهٔ راجعه به بندهای طبیعی مذکور، از حیث تاریخ اساسی ندارد.
١٩
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
