BrowseKābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2673

Page 2673

Kābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2673 of Kābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

صفحۀ ۱۲۷ ) سفر نامۀ چین ( سال ششم ) استادانه ، و بعد ازان سر آن عمارات بفرنس (۱) در آورده و چنان پوشیده که مردم در آن حیران میشد و آن هشت آشام شده است در هر آشامی هم از بیرون برگرد عمارت میتوان گردید و هم از اندرون ، این بت بر پا ایستاده ساخته اند و دو قدم او که هر يك قرب ده گز باشد بر بالای ، تیغۀ (۲) ریخته ایستاده ، همچنان قیاس کرده اقلش می باید که صد هزار خروار برنج دران محل خرج شده باشد ، و دیگر بر گرد آن بت بزرگ بتها ( ی ) خورد ترساخته از گچ و رنگ آمیزی و مطلا کرده اند و کوها و کمرها (۳) و مغارها صورت گری نموده چنانچه بخشیان و راهبان و جوگیان در چله نشسته اند وریاضت میکنند و قچقارها (٤) و تکهای (۵) کوهی و ببر و پلنگ واژدها و درختانهای مجموع در گچ کاری نموده و باقی دیوارها را صورت گری کرده اند چنانچه استادان ماهر در (و) حیران بمانند و عمارات اطراف برین قیاس ، و درین خانه چرخی گردانی مثل آنکه در قمجو ( دیده ) شده اما این را ( و الصواب : ازان ) بسیار متکلف و بزرگتر ، همچنان کوچ کردند و چارپنج فرسنگ میراند تا روز هشتم (٦) ذی الحجه شبگیر کردند هنوز تاريك بود که بـ «دروازۀ (۷) خان بالق رسیدند . شهری بغایت بزرگ چنانکه هر دیواری يك فرسنگ بود که چار فرسنگ دور آن باشد و بر گرد دیوار ها ( ی ) شهر بسبب آنکه هنوز عمارت میکردند (۸) صد هزار چوب مخوره (۹) ( ؟ ) که هر يك پنجاه گز بدرده باشد خوازه (۱۰) ( بسته (۱۱) ) بودند و چون هنوز پگاه بود و دروازه نگشوده بودند ازان برج که عمارت میکردند ایلچیان را بشهر در آوردند ، و بر در کریاس (۱۲) پاد شاه فرود آمدند و بر در اردو مقدار هفصد قدم فرش سنگ تراشیده انداخته بود ، چون بکنار فرش رسیدند ایلچیان را فرمودند که پیاده شوید ، پیاده از روی آن فرش بگذشتند و بر در اردو (۱۳) رسیدند بران طرف درده پیل پنج (۱) اصل : بمقرنش : ( ۲ ) اصل : تیغه ، اما تیغه : ـ در مطلع السعدين ، كاتر مير اين لفظ را بمعنی پایه ، بنیان گرفته ، و محتمل نیست که تیغه باشد که مرادف تیپه و بمعنی پشته است ، در مطلع السعدين بعد لفظ ایستاده جملۀ ذیل را افزوده است « و آن خود نمی نماید و گوئی معلق ایستاده » (۳) یعنی کر پوه ها و پشته ها ، (٤) قوچقار بمعنی گوسفند شاخ دار است ، ( رساله فضل الله خان ) ، کاتر میر ( در حواشی این سفر نامه ) نوشته است که قوچقارقوچی است جنگی و وحشی بزرگ که علی الخصوص در بلادی که بنواح منبع جیحون است یافت میشود ، (۵) اصل : تکهای ، تصحیح از روی مطلع ، تکه بز نر را گویند ( رساله فضل الله ) اما در هفت قلزم تکه بالفتح نوشته است و گفته که بمعنی بز نر آمده اعم از بز کوهی وغیر کوهی و بزی را نیز گویند که سر گروه ( و ) پیش رو گلۀ گوسپندان باشد : (٦) ١٤ دسمبر . (۷) اصل : هنوز ، تصحیح از روی مطلع . (۸) بقول پول ، شهر مذبور پس از انکه مرکز حکومت به نانکن انتقال یافت ، دوباره اشغال و مسکون گردید (۹) در ص ۱۲ س ۱۳ این لفظ را بحوره نوشته است . (۱۰) چوب بندی که بجهت نقاشی کردن عمارت و یا آئینه بندی وامثال آن بندند ( از هفت قلزم ) (۱۱) بیاض در اصل ، از روی مطلع نوشته شده . (۱۲) قصر ، در بار (۱۳) سرا پرده شاهانه یا کاخ شاهی . ۱۲۷

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2673. Kābul, Anjuman-i Adabī, 1310- 1931-. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. http://hdl.handle.net/2333.1/g79cnpr4. Machine-transcribed text, Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2673.
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2673
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record