Machine transcription
(صفحه ٦٩)
رحمت بدخشی و دیوان او
(سال ششم)
باناز و ادا و غمزه سویم آمد خندیده بمن گفت جگر افگارم
چونست ترا
از درد فراق من تو رنجور شدی بر حال تو میزد ترحم آرم
بر خیز زجا
ای رحمت خسته از تماشای رخش جان یافت شفای تازه زان دیدارم
تاروز جزا
مستزاد: -
ای برده دل از دست همه شاه و گدا را بنواز خدا را تومن بی سر و پارا
با چشم سیاهی با ناز و نگاهی
چین چین شده بر رویتو تا جعد معنبر قدری نبود يك سر مو مشک ختارا
ای خسروی خوبان در پیش توماهی
ترك مژه خونریز چسان گوی نباشد برداشت از روی غضب تیغ جفا را
ا یعاشق محزون کج مانده کلاهی
چون نقش قدم منتظری در سر راهت گاهی چه شود بگذری از ناز نگارا
ایشوخ ندانی با این سر راهی
در آتش و آبم بنگر سوز و گدازم جز آه و سر شکی نبود مونس ما را
چون شمع شبستان اینست گواهی
از خرمن ماه رخ پر نور تو خورشید دزدیده هلال آیدش آن لحظه نگارا
گر خوشه ستاند همچون پر کاهی
رحمت بکن اظهار تو مانند کمالش ای ریخته سودا یتو خون دل ما را
بر گو زره عجز بی هیچ گناهی
اشعار مصنوع :
یازده بیت کرده ام تحریر که ندارد درین زمانه نظیر
همچو قفل طلسم بسته در ست کی گشاید اهن صغیر و كبیر
خواهم از ذوفنون که بکشاید از ره فهم و دانش و تدبیر
٦٩
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
