Machine transcription
شماره (هشتم) سال دوم
شعرای افغانستان
(۳۷)
سرچون قلم زلوح وجودم بریده باد
گر خود بساق عرش فرود آید این سرم
با این شرف زغصه طفلان روزگار
خونا به چون جنین دهن بسته میخورم
چون سر و پاك دامن خواهم هزار دست
تا از درون چو غنچه گریبان دل درم
چون سرفگنده لژیم گوئی صرا حیم
چون خون گرفته خندم گوئی که ساغرم
در قهقه زگریه دل چون کلاب زن
در خرمی ز سوز جگر همچو مجمرم
از روی آنكه روی دلم سوی هزل نیست
من در گنه ز تو به بسی بی گنه ترم
در خواب گم شود دل آگاه من از آنك
بیدار كرده نفس صبح محشرم
احوال خویش اگر چه بگفتم بگان بگان
سوگند میخورم كه ندارند باورم
ناور ده بشعر چومن در هزار سال
اينك تو اید ری فلكا و من ايدرم
در عهد من هر آنك كند دعوی سخن
خصمش خدای کز به نشیند برا برم
بر خلق داوری نکنم بهر نظم و نثر
ایرا که من نخواسته داد است داورم
مر دانگی باز وجوانمردی خروس
خرسندی هما و وفای كبوترم
منت خدایرا که نیفگند دست حرص
اندر نشیب وقف ز بالا، منبرم
سردی زرق وخشكی سالوس چون نبود
حاجت نیوفتاد به زهد مزورم
نثر دروغ بر چو منی افترا كنند
كز نظم راست گرد ز دریا بر آورم
سر شستی دهم همه را ز آتش ضمیر
گر هم بر آب كار نشویند محضرم
از کس چوماه ومهر سپر نفگنم از آنك
چون تیغ صبر و تیر سحر گه دلاورم
از با طل زمانه كیم سایه برفتد
كسكاندر پناه سایة حق بوالمظفرم
سلطان یمین دولت بهرام شاه شاه
كاقبال او گرفت به انصاف در برم
محمد ابن ناصر علوی غزنوی :
عوفی او را السيد الاجل جمال الدین اکمل الشعرا محمد ابن ناصر علوی
می نویسد و برادر بزرگ سید حسن غزنوی میدانند . محمد علوی از شعرای
دربار بهرامشاه غزنوی و مادح حضرت اوست اشعار او بحكم قلت جمع و تدوین نیافته اما
ابیاتی که از سید میآورند در حسن ترصیع و لطف تسجیع و مراعات النظیر بی نظیر واقع
٧٦٦
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
