Machine transcription
شماره ( پنجم ) سال دوم مجله کابل ( ٤٦ )
و از همین قبیل است فامیلهای متعدد و متراکمه که در اکثر حصص وطن افغانستان بنام سید یاد میشوند ، شعبه های بزرگ پختانه از قبیل استرانی ، مشوانی ، وردک ، هنی ، خوندی که در تعداد تقریباً در صد هزار نفر در ماورای سرحد حالیه شرقی و جنو بمشرق سپین غر و کوه کرم و حدود قندهار و علاقه وردک آباد هستند رویهمرفته خرد شان را منسوب بسادات مینمایند ، حتی یکوقتی فاتح مشهور افغان شهریار محمود هوتکی که مملکت فارس را مسخر ساخت در مسکوکات خویش خود را بسیادت منسوب و منظور نمود .
بهر حال میرویم بمقصد ملك خضرخان در ربیع الاول ۸۱۷ هجری قدم به تخت پادشاهی هندوستان در دهلی گذاشت ولی او حالت مملکت را مغشوش یافت ، چونکه محارب خارجی و انقلابات و پاد شاه گردشی های داخلی مرکزیت را متلاشی ساخته و در هر سری هوای سرداری دمیده بود ، هنود باجگذار از تادیه مالیات ابا ورزیده و نائب الحکومهای ولایات دم از خود مختاری میزدند ، خضرخان برای توحید اداره و تحکیم مرکزیت قد علم نمود و عمر خود را درین راه صرف کرد با الآخره تا اندازه به تشکیل و تامین پادشا هیت هندوستان نایل و موفق آمد .
خضرخان در سال اول جلوس خود ملك تحفه تاج الملك را بوزارت مملکت بگماشت و اختیار خان افغان را بنایب الحکومه گی میان دو آب مامور نمود ، و بعد ها خود رای ولایت کہنیتر نرسنگ نام را در ماورای آب جون و گنگا مغلوب و مطیع در بار دهلی ساخت و متعاقباً مها بت خان والی ولایت بداون را مجبور با نقیاد مرکز نمود ، هكذا از ولایات کہور ، کنبل مالیات چندین ساله بگرفت ، و ولایت جالیسر را از سر کشان را جپوت متصرف شد ، بعد ها ولایت اتاوه را تامین کرد و تورکهای باغی را در سرهند مغلوب و فراری ساخت ، خضرخان در سال ۸۱۸ هجری ولایات گوا لیار ، جا نور ، بیا نه را بالذات سیر کرده و بصورت قطعی تامین نمود . و در سال ۸۱۹ ملك طغنای طا غی را در سرهند مطیع و منقاد ساخت . و الحاصل خضرخان از بدو جلوس شاهانه تا آخر عمر مصروف پیکار بود ، و در جمادی الاول ٨٢٤ رخت بسرای دیگر کشیده و در دهلی مد فون شد .
٤٧٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
