Machine transcription
شماره (چهارم) سال دوم مجله کابل (۸۸)
خود دولت های مطلق و مستقلی بحساب میرفتند، ملوخان فقط بولایت میان دو آبه و
پایتخت دهلی مالک بوده ، و او در خیالات خود که مجدداً تشکیل یکدولت واحده شهنشاهی
میخواست همیشه ناکام ماند ، ملوخان هر چند در سال ۸۰۳ سمانه را مسترد کرد و باری هم
باسترداد جونپور و اوده متوجه شد ولی در سال ۸۰۵ از استرداد گولیار عاجز آمد
و سلطان ناصرالدین محمود که باو پیوسته و صرف بنام و نانی قناعت مینمود دوباره از
او جدا شده و در قنوج رایت حکومت برافراشت، بالاخره ملو اقبال خان در جمادی الاول
۸۰۷ در محاربه پنجاب با خضرخان فرمان فرمای آن ولایت مغلوب و معدوم گردید و آنهمه
آرزوهای بزرگ را با خود در خاک برد.
سلطان ناصر الدین محمود از مرگ ملوخان استفاده و یکبار دیگر داخل دهلی شده اعلان سلطنت
نمود و گرچه عمر این سلطنت تا سال ۸۱۵ طول کشید ولی تجزیۀ ولایات معظمۀ هند دیگر
موقعی برای سلطنت مرکزی نگذاشته و در واقع از ایالتی بیشتر قیمت نداشت ، سلطان
ناصرالدین در خاتمه کوشش های که برای استرداد بعض قرا و قصبات هند بعمل آورد
عاقبت ناکامانه راه آخرت اختیار نمود و سرداران پایتخت جای او را در سال ۸۱۶
به سردار دولت خان لودی سپردند. خضرخان سربی نایب الحکومۀ کار آگاه پنجاب
که سالها در کمین سلطنت نشسته و تهیۀ نفوذ و اقتدار می نمود ازین پیشآمد و انقراض
خانواده شاهی موقع بدست آورده با شصت هزار عسکر عزیمت دهلی نمود و در
ربیع الاول ۸۱۷ دهلی را مفتوح و دولت خان را محبوس نمود ؛ ازین بعد است که
تاریخ شهنشاهی هندوستان چندی بعنوان سلاطین خضر خانی افغان اختصاص می یابد
و ما از انها در آینده سخن خواهیم گفت ...
٤١٣
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
