Machine transcription
شماره ( سوم ) سال دوم چهارده همین سال استقلال افغانستان (۳)
چهارده همین سال استقلال افغانستان
استقلال برای فرد و جماعت يك حق طبیعی است چنانکه ، يك فرد غیر مستقل ومختار
در جامعه مثل مجرمی است که حق زنده گی از خود نداشته ، و در زیر اوامر ( محبس ) ذلت
حیات میکشد ، همچنان ملت غیر مستقل در صف مجامع مستقله بشریه حق برادری و برابری
واذن توقف نداشته ، در انظار ملل دنیا از عباد ذليله وحقیره بیشتر قیمتی را مالك نیست .
زیرا او حق طبیعی خودش را از دست داده ، عواطف و امیال نفیسۀ خویش را محکوم
شهوات دیگری ساخته ، پس او نه بکلی مسلوب الحقوق بلکه عاری از عواطف عالیۀ انسانی
ولهذا مستوجب تحقیر و تذلیل شمرده میشود .
ملت اسیر مثل آدم اسیر نمیتواند در راه تکامل ، استعداد بشري خودش را بکار برده
از تجدد و جمال حیات متمتع گردد ، بجهت آنکه او مختار نیست و این سلب اختیار سدی است
که در راه جریان نوامیس طبیعی کشیده شده . پس جامعۀ غیر مستقل نه آنکه از خط تکامل
عقب مانده بلکه طبعاً در قعر انحطاط معنویه فرو رفته است .
عدم استقلال يك ملت اگر طول میکشد جامعه را آنقدر دچار پستی و فتور اخلاق
مینماید که بحکم توالی و توارث معدوم میشود یعنی در ملت غالب غائب وتحلیل میگردد ،
صفحات تاریخ برای فهم این مطالب کشاده است .
نگویند حمایت دول متمدنه بر ملل غیر متمدنه ثمر نیکو داده ، و آنها را بمطالب
عصر به آشنا ساخته ، و لا بد این ثمر و شنا سائی ها عما قریب آن ملل محکومه را باداشتن
روح تمدن دوباره احیا خواهد نمود ! چونکه می بینیم حمایت اجانب ( یا بعبارت اصلی
حاکمیت اغیار ) ملل محکومه را عمرهای دراز از سیر تکامل موقوف داشته ، و اگر
حاکمیت اجانب نبودی ، آنها ( ملل محکومه ) بمراتبی بیشتر طی منازل کردی ، و با اخلاق
متین و معنویات قایم و تمدن ملی زنده گانی بسر بردی . به پرسید از تاریخ ژاپان و چین تا تفاوت
حیاتی بین این دو ملت و اندازۀ خسران محکومیت را آشکارا جواب دهد .
٢١١
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
