Machine transcription
( ٦١ )
واصناف ، ومحترفه آستانه مقدسه ، وسركيله ، وجريانه باغات ، وقبله جات حکمی وغير حکمی ،
در تصرف عالى جناب متولى ، باقى ، ومابقی قراع ومزارع ومتعلقات نهر شاهی را ، برخی
بعضی از سالکان طريق هوس وهوا ، وپیروان ديورجيم دغا كه :
ندارند از خدا وند جهان شرم * ندارند از رسول و آلش آزرم
غصب کرده به ملکیت تصرف ، وبعضی را برخی ناحق شناسان به جهالت شا مل،
به خالصه سرکار داخل ساخته ، حق وقفیت آنرا نشناخته اند .
چون تمام حضرات باین گونه عرض واظهار واقرار بوقف بودن آنها، واستدعای برحالى
آنها از مکارم سلطانی نمودند که کلهم قرام مزارع وصحاری وبراری نهر مذبور که در ویت
برسبيل تحقيق وثبوت وتدقيق وقف آستانه منير که است بهمان طور و آثار بر حال و بر قرار شود.
از انجا که سلاطين بافر وتمكين، وخواقين باتاج ونگين را جز استر ضای حضرت رب العالمين،
وخوشنودی جناب سید المرسلین، وخلفاء راشدين رضوان الله تعالى عليهم اجمعين، نشايد، وخاطر
حقانیت گزین هر يك را پيش نهاد جز رونق بقاع خیر، ونظام دیار ودير، وبندو بست اوقاف و امثال
آن نباید، این بنده در کام الله، وعذر خواه معاصی وگناه خالصا لوجه الله، همگی و تمامی
مراتع ومرايع نهر مشهور را، چه از قراء ومزارع، وجه اراضی، وباغات، وصحاری ، ووجوهات ،
ومتعلقات، وكل ما جرى به القلم من اواحقه الملکی والمالی، بدستور سوالف ایام از تصرف ارباب
بغی وطغیان ، واصحاب الدخل بالغصب والضمان ، فارغ و خا رج، وصند اما داخل
اوقاف این روضه كرو بيان اعتكاف نموده ، (۱) من كل الوجوه موفق ومسلم داشته ،
بر رقبه كل اساطين سلاطین وحکام امان ایام استقبال ، چه از اولا وامجاد، متوجه غير آنها
لازم وواجب فرموديم، که هيچ يك بهيچوجه تغيير وتبدیل درین اوقاف راه نداده، دست تصرف
خود وغير را من جميع الجهات از ذیل آن کوتاه و کشیده داشته تا در يوم النشور ، که عداك
كيشان را بزم عيش وسرور وظلم اندوزان را روز ويل وبثور است دامان اعمال شان آلوده
وبال، ونكال نباشد وسزاور امراحم ذو الجلال باشند و سوای آنچه هم اراضی، ضياع، و عقار،
وغيرهم که از محالات و مواضعات دیگر که از آنهار وولايات تابعه، که مخیرین سلاطین، وامراء
وارباب خیرات ومبرات جهت اوقاف روضه بهشت آئین بمال خود خریده، یا از املاك خود گزیده
اند چنانچه تمامی موضع هنود، و تا تار و همگی سوم چك وشش قطعه زمين خالی کاری منقبت (۲) وهمه
ادمی کاری وصدمیش و قرای سانی ومیم نوی وسدراندین، و کغترخوانی تعلقات دره جز، توابع خلم
که جناب جنت مكان ولى محمدخان بزر خریده (۳) و بموجب وقفنا مجات وقف کرده، و تمام سریکه
قوش رباط حلم که چهل آب از جمله یکصدو بیست آیت، لطلب نيل المرادات ورضاء الله الغفور
امارت و ایالت پناه محمد شکور بی منك او يك ، ولـد آ ديـنه بهادر و بیست آب هم
از جمله مياه مزبوره که قرين مرحمت و غفران ملا نور محمد ديوان ، ولد شاه محمد قرائی ،
و كبل چشمه مورد رحمة الله الملك المجيد ، سلطان بایزید ، واقع توابع آى بيك که مشمول
مراحم حضرت ربانی و خلق را خالق باون بـى منك اون و غجيت اتالق ، بمال خود ابتياغ
نموده ، وتمام موضع طلا کبار نهرسياه مرد ، که مشتمل برسی آب، وهمۀ موضع بيك بي ، که مقابه
(۱) ازین جا معلوم میشود که سبحا نقلی خان تمام اوقاف غصب شده را مجددا بروضۀ شريفه مسترد كرده
(۲) اكنون منقبت میگویند اگر چه معنی این کلمه (بينى پهن)است اما بمرور زمان نام يك طائفه گرديده.
(۳) اوقاف ولی محمد خان ودیگر امرا رانيز بروضة مقدسه عودت داد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
