Machine transcription
عشق و وظیفه
یا
شب اخیر
حرب عمومی اول با تمام شدائد آن جاری واردوی ترك در وادیهای داخل خاك رومانیه
در پیشرفت بود. یکی از شبهای پائیز است. در زیر شاخه های درختان مختلف النوعى يك
راه باریك پر از گل ولای را تعقیب کرده و درعقب يك بطاريه توپیکه مربوط اردوی
مظفر ترکیه است روانه میباشیم: میخواهیم که قریۀ (آیوشکی) را که از ما بمسافۀ ۲۴
کیلومتر واقع است اشغال نمائیم ... ساعت ده بجۀ شب است ... باران شدیدی نیز
ازعقب ما را تعقیب مینماید. برای گذشتاندن شب يك سر پناهی که دمی در آن راحت
کرده بتوانیم در تمام طول راهی که طی نموده ایم بمشاهده نمیرسد. درین بن از عقب يك
آواز بلند شد :
– كاپیتانم ، روشنائی !
- روشنائی ؟
– بلی، بطرف راست نگاه کنید ! ...
يك افسریکه پیش روی بطاریه با اسپ جسیمی در حرکت بود؛ دست خود را به ساغری
اسپ گذاشته بطرف راست خود نظر کرد ؛ يك ضياء لرزان نظیر ستاره که در شبهای تار
زمستان در گوشۀ آسمان از ورای پردۀ تاريك ابر چشمک میزند نمایان بود. افسر در حال
جلو را نگاه کرده سر اسپ را دور داد.
- خیلی خوب! چاوش، گمان میکنم که در آنجا چراغ است! بهرحال اين يك روشنی
– ۱ –
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
