Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
استاده میشوند !.. کاپیتان اسپ خود را کشانده میگوید:
- همه ضابطان حاضر شوند!..
چهار نفر سوار در حال اطراف کاپیتان را احاطه مینمایند. کاپیتان با دستهای
منجمد شدهٔ خود از جیبش یک نقشه را میکشد و انگشت خود را بیک نقطه گذاشته بضابطان
خطاب میکند :
- نزدیک شوید !..
همه نزدیک میشوند...
اينك حال من ازین راه با دو طوپ ماشین دار ثقیل و دو ماشیندار خفیف و با يك قسمت
از پیاده و با يك مفرزه سوار داخل شهر میشوم. شما شفیق بیگ در حال تپهٔ راست را اشغال
نمائید، شما احسان بیگ با این نقطه (ناخن خود را بنقطهٔ دیگر میگذارد) باطریه را جابجا
میکنید به زیر امر هر کدام شما يك مفرزهٔ سواری میگذارم.
بعد از آن سر خود را بطرف عقب دور داده بسوی چاوش که بالای اسپ خودشخ
استاده است میگوید :
- چاوش تو هم با من می آیی
جلو اسپ را کش کرده صدا میزند:
- رفقاً در حال حرکت نمائید... اگر كوچك ترين يك مقاومتی پیش روی تان ظهور کرد
بدون فکر و اندیشه در حال بالای شان آتش میکنید !.. در هر صورت باید رابطه را
محافظه کنیم. بعد از يك ساعت در میدانی شهر يك جا میشويم!...
- به چشم كاپيتان صاحب!..
- خدا حافظ شما باد!..
کاپیتان اسپ خود را میراند... از کوچه هائیکه يك بدیگر خود شبیه است بدون
ایستادن پیش میرویم. اينك يك كوچه !.. يك كوچهٔ دیگر !.. يك جاده !.. يك جادهٔ دیگر!!..
جانداری دیده نمیشود، هر طرف خالی است. شهر چنان بی سر و صدا است که انسان غیر
اختیاری می ترسد ...
کاپیتان روی خود را بطرف ملازمیکه در پهلویش روان است گردانیده
میگوید :
-۳۸-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
