Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
ـ بچشم قوماندان صاحب !..
ـ : اردو قریب شام داخل شهر میشود تا آنوقت برای اجرای کارهای فوری وقت
دارید اولا شفاخانه عسکری شهر را وارسی نمائید. زیرا که خیلی مریضان و زخمیها
دران موجود است. بعد از آن قشلهها را زیر اشغال گرفته ساحه وسیعی را قرار گاه خود
اتخاذ نمائید . بعد از اجرای حتمی این امر اگر وقت مساعدت کرد چند سرای بزرگ را
جهت رفقای خود تخلیه نمائید که تا وقت جابجا شدن شان از آنها استفاده
نمایند .
پاشا به پا ایستاده میشود... مستقیماً بطرف ضابط قدمی پیش رفته و دستهای
خود را بشانه های ضابط گذاشته میگوید :
ـ : تولیمشر ! اینك وظیفهٔ شما عبارت از همین بود فهمیدید ؟؟؟
ـ : بلی !!! قوماندان صاحب تماما فهمیدم.
ـ : خیلی خوب !!! امشب بساعت ۲ بجه براه افتاده و وقتیکه آفتاب طلوع میکند داخل
شهر شوید.
ـ هر چه قوماندان صاحب میفرمایند تعمیل میشود !
ـ در زیر قومانده شما يك بلوك سوارى يك بلوك پیاده و يك بلوك ماشیندار
داده شده است ، ضابطهای آن از شما امر میگیرند.
کاپیتان مانند صخرهٔ سخت و سرد ایستاده میگوید :
ـ بسیار خوب !
ـ حالا بروید بچیزهائیکه اجرای آن لازمی است بپردازید !..
ـ اطاعت میشود قوماندان صاحب !
ـ در زیر امر شما يك پايه تلگراف بیسیم هم است ! هر وقت خواسته باشید با ما تماس
داشته باشید ازان کار بگیرید فراموش تان نشود !!!
ـ بچشم صاحب !...
ـ : گفتنی های من همینقدر بود حالا بخوبی بروید خدا حافظ و ناصر شما باد.
كاپيتان پاهای خود را بيك ديگر زده سلام داد. روی خود را گردانیده
و با قدم های موزون از بالای تختههای فرش خانه تاريك غبار و صدای پا را بلند ساخته و از
اطاق خارج شد .
ـ ٣٦ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
