Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
هیچ مزاح نکنید، زیرا هم دماغ فكر كرده میتواندوهم چشم هایم می بیند... مرا
طوریکه خواهش تان است مضطرب ساخته و از کشتن خودا مین بوده میتوانید!!.
دختر خیلی بشدت سر خودرا بلند کرده گفت :
خاموش ! دیگر بس است .... با این بی حیائی در مقابلم استاده نشو!... تنها چیزیکه
می پرسم جواب بدهید :
پدرم را چرا کشتید؟!..
از باعثیكه لازم بود كشته شود!
بلی !...
عجب ! بدون خوف و هراس این را اعتراف می نمائی؟!..
از چه خوف کنم؟
كاپیتان، خیلی با خون سردی حرف میزنی !...
در مقابل مثل تويك مخلوق باید همین طور سخن زده شود.
تکرار می کنم . استقبال نزديك خود را فكر كرده و يك آن بترسید!..
استقبال را فکر کرده و در بحث ترسیدن هنوزيك هیجان حس نمی نمایم. زیرا
فراموش ننمائید كه از استقبال شما هم بقدر من باید بترسید. چراکه برای يك جا شدن در
جائیكه میرویم، عسكرها هم نهایت دو دقیقه بعد تر شما را گذاشته می توانند. ازان سبب
در ین نقطه اندیشه زیادی حس نمیکنم. بمسئله خون سردی که برسیم کوشش میکنیم که از
شما پس نمانده و میخواهم كه مثل شما باشم ...
همین قدر است و بس !...
شما بمثل من، نی بلکه يك دقیقه بعد بمثل آن شخصی که کشتید كشته خواهید شد. و بفکر
او باشید !...
نظیر شخصی که کشته ام، اگر بمیرم افتخار حس میکنم.
نظیر مردن او افتخار حس میکنید، ها؟...
خیر او را چرا کشتید؟...
اگر او را نمیکشتم او مرا می کشت!
دروغ می گوئید !
- ۲۰ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
