Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
شب هائیکه آسمان صاف و پرستاره است رویت درختان سرویکه در دو طرفه راه ها سایه
انداخته ایرانپل را بخاطرم می آورد که با تو بگردش میرفتم !.. آه ! ماریا !.. در
در هرجا و هر لحظه یاد تو خاطرات غم انگیزی برای من تشکیل میدهد !.. ماریای عزیزم !..
من دیوانه شده ام !.. درین دم هیجان و مسرت مرا بی خود ساخته !.. دست هایم
می لرزد.
خوب نمیدانم چه میکنم یا چه مینویسم !... خلاصه دریایان چشمانت را
میبوسم !..
خود را برای حرکت آماده بساز !.. در ایرانپل فقط دو روز خواهیم ماند !... سلام
و احترام مرا به عمه ات میرسانی !..
بعد از شش روز ... صبح روز یکشنبه ساعت ۱۱ بجه ... يك جهاز کوچکیکه بیرق امریکا
بر فراز آن در اهتزاز است از کنار بندر «سرکجی» راساً بطرف آبنای استانبول حرکت
میکند. در کنار بندر چند نفریکه به مشایعت مسافرین آمده بودند آهسته آهسته دستمال
های سفید خود را حرکت میدهند !.. چند قطره اشکی هم از چشمان پیره زنی مسافرش را
بدرقه کرد !.
جهاز آهسته آهسته از نظر غائب شد !...
- ٢٥٧ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
