Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
التيما توم خود ذکر کرده اید آزادانه میگوئیم هر گاه در ظرف يك هفته از طرف اردوی
رومن بالای ما کدام تعرض بعمل نیايد ما حاضر هستیم که به میل و آرزوی خود شهر را تخلیه
نمائیم ... اگر با این نظریه موافق باشید، روزیکه آخرین مفرزه ما شهر را ترك نمايد
بيك ذريعة مناسب بشما خبر میدهیم ...»
قوماندان کاغذ را روی میز گذاشته، کاغذ دیگری را بدست میگیرد.
بمقابل جواب دیشبة ما نيم ساعت قبل يك التيما توم ديگرشان رسید. در آن هم نظریه
اولیه خود را تائید کرده منتها این دفعه تا نصف شب وقت داده اند! که مفاد آن قرار
آتی است :
« هر گاه فردا تا ۱۲ بجه شب آخرین مفرزه شما ابرائیل را ترك نكند ما
بهر گونه اقدام آزاد خواهیم بود! » قوماندان سر خود را بلند کرده با لهجة مهیج
میگوید :
رفقا!.. باین تلگراف شان جوابی نداریم!...
باز ساکت میشود . چشم های خود را بيك نقطه مقابل دوخته بعد از اندك فكر روی خود را
بطرف ضابطها دور داده میگوید:
من نظریه ندارم که به تهدید رومن ها گوش داده امر آنها را بجا كنیم بفكر من بهتر است شهر
بساعتیکه آنها تعین کرده اند ترك نشود. ترتيبات لازمه گرفته شده آخرین مفرزه های خود
را برای فردا شب هم در شهر میگذاریم...
در سر تاسر صالون بزرگ سکوت است. تمام ضابط ها بدون حرکت مانند هیكل سرد
و بی روحی ایستاده و چشمهای شان متوجه قوماندان است ...
قوماندان صدا میکند:
رفقا ... ما بايد اعتراف کنیم که امروز در مقابل دشمن خیلی ضعیف هستیم ... به ترك
دادن شهرهم مجبور میباشیم ... قوماندان كل اردو هم امر داده که شهر را ترك كنيم...
اگر ماخواسته باشیم در همین لحظه شهر را ترك كرده ميتوانيم ولی نه ، ما محض اطاعت
نکردن بامر رومن ها فردا شب راهم در ايرائيل می مانیم!... آخرین مفرزه ما بوقت سپیده
دم از شهر خارج شود، گويا بار دیگر هم به آنها می فهمانیم که تهديدات شان بالای قوای ما
تاثیری انداخته نمی تواند!.. گمان نمیکنم اردوی رومن تا نصف شب هم تعرض کرده
- ۱۷۷ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
