Machine transcription
عشق وظیفه یا شب اخیر
- مادمو ازل. مساعده بفرمائید که با شما كمك كنم!... دختر جوان بايك عالم غيرت
خودرا از آغوش ضابط پس کرده بپای خود ایستاده میشود و از کناره های زینه محکم
میگیر دچشم هایش خیلی بزرگ و پرحدت دیده میشود ... تا حال هم به دهشت و حیرت
بطرف ضابط می بیند... دقیقه بحال خاموشی می ماند، بعد از کمی که هیچ انتظار برده
نمی شد، دفعتاً بالای ضابط حمله کرده و از یخن او میگیرد و با تمام قوت خود دیوانه وار
فریاد می کند .
- بگوئید، بگوئید، پدرم را چه کردید ؟.. پدرم در کجا است ؟..
نظير يك صدا ئیكه در ضیاء کم نور وفضای خالی بزرگ كليسا رفته رفته
اسرار انگیز و عمیق میشود، صدای دوشیزۀ جوان هم درین سالون بزرگ اسرار آمیز
و عمیق شده میرفت.
- پدر، پدر !..
ضابط بايك هیجان عمیق میلرزد . . . کوشش میکند که از بند های دست
دختر بگیرد ... رویش از خط های یاس و اضطراب پر گشته است میگوید:
- مادمو ازل، قدری بخود بیائید !... تمام واقعه را بشما می فهمانم !..
- بگذارید مرا... بمن نزديك نشويد!...
- خیلی خوب؛ فقط يك جرعه آب بنوشید که خفه می شوید !..
- میگویم مرا بگذارید !.. بگوئید پدرم را چه کردید، و در کجا است؟..
- مادمو ازل؛ میگویم!..
- کجااست ؟
- در پایان !
دختر بايك عالم امید چشم های سبز خودرا باز کرده به چشم های ضابط نگاه میکند...
لب های كوچك و نازك لعل گونش لرزیده و يك صدای خیلی باريك و آهسته را
میشنویم :
- زنده است؟..
- ۱۱ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
