Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
تکیه داده یکقدم پیش میرود بعد از آن با یک آوازی که خفه شده باشد فریاد میکند:
- زود شوید از خانه ام بر آئید و مرا راحت بگذارید!..
افسر باهمان لاقیدی وتبسم جواب میدهد:
- متأسفانه که رفته نمیتوانیم... برای چند ساعت رخت خوابهای خود را برای ما بدهید! ...
- وازشما رجا میکنیم که در وقت استراحت راحت ما را اخلال نکنید! ...
- موسیو! هیچ وقت یک جنرال رومن جای خواب خود را برای دشمن ترک داده نمیتواند!.. حتی نمیخواهد که گیاه خود را بدهد! ..
دفعتاً تولیمشر خود را جمع کرده و در یک آن خط های رویش تبدیل میشود. با کمال جدیت طرف جنرال دیده و موزه های پرگل ولای خود را یک بدیگر زده سلام میدهد و میگوید:
- بمقابلم هر چند يك دشمن هم باشد متأسفانه بعرض میرسانم که در مقابل يك قوماندان سابقه ازین وضعیت خود خیلی متأثرم:
سپس تبسم شیرینی در لب هایش پیدا شده اضافه میکند:
- جنرال من! شما يك قوماندان وعسکر متقاعدی هستید و از حال ما بهتر میدانید! ... بچابكي يك كار ووظیفه گرفته ایم ودو شب وروز است که بدون یکدقیقه استراحت در بین گل ولای در زیر باران منزل میزنیم و ٤٨ ساعت است که يك دقیقه چشم خود را بهم نگذاشته ایم، خيلي بيك حال پریشان میباشیم! تا دم شفق در اینجا می مانیم... ازین سبب مساعدة شمارا رجا میکنیم ... چه میشود که کمی درین جا گرم شده باز برویم.
چشم های پیر مرد بيك نقطه مانده هیچ پلك نميزند؛ حتی سرش هم پایان نمیشود! ... عین صدا و عين حركت:
- موسیو میگویم از خانه من بر آئید!..
- جنرال من ، بحیث منسوبیتی که به عسکری دارید اضطرابی را که درین دقیقه حس میکنید بخوبی میدانم!... اگر تنها میبودم در حال امر شما را بجا می آوردم و اسپ خود را سوار شده میرفتم، متأسفانه که تنها نیستم، در عقبم يك بطارية بزرگت و پنجاه نفر عسکر است؛ مسئولیت فکر کردن وحمایه کردن
- ٦ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
