Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخبر
شام
ساعت ٩ شب است... سه روز، سه شب سرتاسر میدان حرب از آتش باری های
دشمن زیرورو شده بود. فعلا سکوت حکمفرما است ... شام یکی از روزهای برج
حوت است ... در آسمان قشنک ستاره ها می درخشد. نهر(سرت) وتپه های پر برف
اطراف را شعاع خیره رنک مهتاب شب های هفت و هشت روشن کرده ... بادهم
ساکت است ... در شهر ایبرائیل هیجان فوق العاده دیده میشود، تمام اهالی بکوچه ها
هجوم آورده بايك بی قراری منتظر خبر تازه میباشند، راه های ایبرائیل از موتر
های زخمی پر است!...
شب
ساعت ١٢ است... در سنگر هستیم... هرکس بالای وظیفه خود است، هیچ روشنی
دیده نمی شود... بايك هیجان واضطراب فوق العاده در تاریکی ظلمانی شب، صبح را
انتظار میبریم!...
درین اثنا تمام تیلفون های استحکامات زنگ میزند:
- آلو ... آلو ... آلو ...
امر قوماندان کل قوا :
«سپیده دم برای تعرض آماده باشید!.. در شب هرکس بالای وظیفه خود حاضر
باشد!، انتظار امرثانی را بکشید!.. »
صبح
ساعت سه وسی دقیقه است... در استحکام تولی هفتم توپچی دافع طیاره ترك داخل
میشویم... هیاکل اشخاصی که در تاریکی حرکت میکنند بنظر میخورد... از هر طرف
آواز بگوش میرسد... قوماندان که يك شخص ميانه قدوجسیم است عقب توپ بزرگی بيك
سنگ تکیه داده با چشمان خواب آلود وخسته خود بطرف فاروق بی دیده
میگوید :
کاپیتان! تعرض عمومی بساعت شش شروع میشود؟..
- ١٠٩ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
