BrowseʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج → page 54

Page 54

ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج · pages 1–217


Page image — the source of record

Scanned page 54 of ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج

Machine transcription

(٤٧) کار مهمتری که بمحافظه خودش و فتح خان بود سپرده شد از پنرو مشارالیه بجمع کردن عساکر خود پرداخت تا گارد محافظه تشکیل شود و درعین مراقب حرکات ایشان باشد در اثنای این مهمانی دوست محمد خان طوری مواظبت و احتیاط بخرج داد که زمانشاه و شهزاده قیصر دیگر در اشتباه آن نماندند که راز ایشان افشا نشده از ینرو هر گونه کوشش که برای گرفتن این دو برادر بی ثمر یافتند و در پی آن شدند که طوری وانمود نمایند که کوچکترین خدشه ای درین میان نبوده است بنا بر آن شاه مخلوع بایشان خلعت شاهانه ارزانی داشت و بدین سان کوشش حقیرانه و پست زمانشاه و پسرش برای بدست آوردن فتح خان و برادرش عقیم گردید. ولی شاه مخلوع و کور کابل و حکمران قندهار ازین عقیم کردن ایشان دست از کار نکشید وقتیکه ایشان بقصر بر گشتند امر نمودند که در داخل محوط کسی که زیاد از پنج نفر همراه داشته باشد قطعاً نگذارند با وجود آنهم هیچ باین اوامر در بار گوش فرا نداده و تا مدت بیست روز باقریب یکصد نفر برای ملاقات داخل قصر میشد. ولی آخر الامر زمانشاه قرار داد که او را بزور بگیرد مشارالیه يك عده مردان تنو مند را در باغ مخفی نمود و شرفا را امر کرد تا برای ادای احترامات او را ملاقات کنند، اما همینکه فتح خان داخل شد میر عالم خان که بعنوان سیف الدوله خطاب می شد او را در بغل گرفت و از زمین بلند کرده بر زمین افگند مردانی که میان درختان مخفی بودند فوراً هجوم کردند و فتح خان خود را محبوس یافت و دودندان خود را درین مجادله از دست داد نواب اسد خان میرزا محمد رضا و آقا مهدی نیز با چنین حوادثی مواجه شدند زیرا ایشان رفقای سردار بوده او را تعقیب میکردند. ولی دوست محمد خان که مرد با احتیاط و عاقبت اندیش بود خوشبختانه ازین هلاکت قریب الوقوع احتراز جست و توانست نجات یابد و قریب پنجصد نفر از وی پیروی کردند. دوست محمد خان مضطرب بود و هیچ دل خود را آرام کرده نتوانست تا برادر تیره بخت خود را نجات نداد. همراهان را ترغیب کرد و با يك حمله دهشتناك توانست در دروازه اولی قصر داخل گردد ولی در آنجا ناکامی بزرگ خود را مشاهده کرد چه در وازه منزلگاه قیصر که در آن فتح خان محبوس گردیده بود بطور فوق العاده نگاهبانی میشد تفنگ داران بر دیوار ها و برج ها در کمین بودند بر دوست محمد خان بطور مسلسل آتش داده شد و او را مجبوراً بمراجعت نمود ولی برای خلاصی برادر سعی و کوشش را از دست نداد و با پارتی كوچك خويش قصر را محاصره نمود. درین موقع قیصر خواجه محمد خان و بعضی سرداران دیگر را امر داد که دروازه های شهر را بسته و با بتصورث راه باز گشتن دوست محمد خان را قطع کنند. خبر این امر توسط یکی از رفقای محمد عظیم خان برادر دوست محمد خان مخفیانه برای او رسید و همچنان برای او خبر رسید که دروازه و برج شهر را پنجصد نفر در تصرف گرفته اند ولی هیچ چیز دلیری و جرأت لیدر باد کرانی را متزلزل نساخت چنانچه در میان این چنين يك موقعیت خطرناك قلب خود را از دست نداد او برا دران و سرداران خود را جمع کرده برایشان چگونگی واقعه را افشا کرد و به ایشان از محاصره بیجای قصر نیز گفت که درین صورت نه حافظه خودونه نجات برادر هیچکدام

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج, page 54. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0975/54 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0975/54
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record