BrowseʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج → page 163

Page 163

ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج · pages 1–217


Page image — the source of record

Scanned page 163 of ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج

Machine transcription

(١٥٦) محمد اکبر خان به جلال آباد فرستاده شدند (١) چندین نفر از سرداران که زمام این امر به آنها سپرده شده بود موقع را از دست نداده و خود را نیز در سودای این معامله شريك ساختند. حاجی خان صاحب جایدا دی در لغمان گردید و محمد عثمان خان که بغزنی رفته بود امیر را به چالاکی و حیل فریب داده و تمام ثروت گرد آورده را با خود نگاه داشت (۲) بهر کیف امیر عزم نداشت که عصب پول و ثروت هندوان ابدی باشد بلکه بدل داشت که وقتی مملکت آرام و دارای ثروتی شود و خزینۀ کابل معمور گردد قروض مذکور را تادیه و پول مغصوبه را مسترد نماید نهایت خیال کرد که تنها رعایای هندوی اسیر ذایقۀ این کار را چشیدند بلکه از تاجران متمول مسلمان وعلاوتاً اشخاصی که با امیر علاقۀ ندا شتند نیز مطالبه نمود که سهم خود را در دادن پول بگیرند حتی بلکه در صورت انکار و نه دادن به غصب ثروت آنها متابعت شد (۳) خانم های خودش نیز مجبور گردیدند كه يك حصه از جواهرات قیمتی خویش را بدهند (٤) علاوه بر توسل بذرایع فوق امیر برای دو سال جز یه را نیز بر هندوهای تمام مملکت تحمیل نموده و محصولا ت بندی زیادی در کابل بار کرد (٥) بالاخره مبلغ پنج لک روپیه جمع گردید که از جمله دو لك آن در راه لوازمات ابتدائی قشون صرف گردید لذا وقتی قشون از کابل بطرف جلال آباد حرکت نمود امیر سه لك (١)- موهن، (کتاب وجلد فوق صفحه ١٧١ ) . (۲) - هندوهارا گرفته پول زیادی از ایشان ستانیده و بعدها آنها را محبوس ساخت وقتی که امیر بطرف مشرقی میرفت و در سر راه از بالا باغ عبور مینمود بار گفته شد که تاجران در اثر تکالیف و زحماتی که بران ها تحمل شد به سفید کوه پناه گزین شده اند بهر کیف بمرور زمان اصل حقیقت راجعه بایشان برای امیر واضح گردیده و فرستاد تا آنها را بحضور او احضار نمایند ولی پولی را که از آنها گرفته بودند نتوانست از محمد عثمان خان بگیرد ولی اینقدر شد که برادر زاده اش را مجبور ساخت که بهند و های مذکور از پولی که از ان ها گرفته است سند بدهد و به آنها وعده داد که وجه شان را مسترد خواهد کرد . میسون : (کتاب فوق جلد سوم صفحه ٣١٢) (۳) - بهترین مثال اینگونه گرفتن پول مثال سبز علی تاجر است که ازو مبلغ سی هزار روپیه مطالبه نمودند و او از تادیه پول انکار نموده ، و حاضر گردید که به سخت ترین مشقات آماده شود او را محبوس ساخته و بهزار نوع تکالیف دچار ساخته بعضی اوقات رانهای او را داغ دادند و گاهی با انگشتان او فتیله پنبه که در تیل فرو برده بودند بسته و مانند مشعلی افروخته تا بالاخره در طی زحمات وارده جان داد ولی وقتی خویشاوندان او میخواستند نعش او را ببرند در بدل مجبور شدند که پول بپردازند. موهن لال ( لایف آف امیر دوست محمد خان جلد اول صفحات ١٧١ - ١٧٢ ) . (٤) - برای بعضی ها اندك تهدید كافی بود که به مطالبات او تن بدهند بعضی ها بطلاق زنهای شان تهدید شدند . ( جورنیزان بلوچستان افغانستان اینددی پنجاب جلد سوم صفحه ٣١٤ مولفه میسون ) . (٥) - کتاب فوق .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج, page 163. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0975/163 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0975/163
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record