BrowseʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج → page 142

Page 142

ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج · pages 1–217


Page image — the source of record

Scanned page 142 of ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج

Machine transcription

( ۱۳۰ ) ثروت حبیب الله خان متضمن شده وعلاوتاً در هر مسئله که با برادران پشاوری داشته باشد با او همدست بوده و با او معاونت خواهد نمود . شیردل خان بشرایط مذکور رضایت داده محبوسین را بدوست محمدخان سپرده خودش و برادرش پردلخان باخزینه خویش بقندهار مراجعت نمودند (۱) ایالت او گردو شور بخد به حبیب الله داده شد (۲) بهر کیف شیردل خان مدت زیادی از ثروت خویش که آن را بطریق سوئی بدست آورده بود تمتع ننموده و یکسال بعد از ورود خویش بقندهار فوت شده و بمرگ او یکی از بزرگ ترین موانع راه پیشرفت دوست محمد خان ورقهای مهم او از بین رفت . در مقابل دلیری و شجاعت و فعالیت و کاردانی هوش و کیاست او البته طبعاً دوست محمدخان دچار خوف و بیم گردیده واقتدار او را احترام مینمود ولی اکنون که او از جهان رخت بر بسته و دیگر وجود نداشت دوست محمدخان خودش مایه خوف و هراس دیگران گردیده بود . بهر صورت آهسته آهسته برای سلطان محمدخان روشن گردید که همسایه خطرناکی در کوهستان دارد و چون دوست محمدخان شیعه ها را (۳) طرفدار و مددگار خود ساخته بود جراینکه اوسنی ها را در آغوش بگیرد چاره نداشت که در اثر این اقدام در برابر شیعه ها به رویه و سلوك خشن و سخت پیش آمده و بارهای سنگینی بر دوش آنها تحمیل نمود فرستادگان سیاسی دوست محمد خان نیز آهسته آهسته شروع بکار نموده و از انداختن تفرقه وعداوت نفاق و خصومت در بین دوحزب مخالف بیکار نبودند . علاوتاً اداره سلطان محمدخان دراثر بی کفایتی اوخراب و قابل توجه بود . این شخص خیلی خواهان لباس عاليشان وظریف بوده و این حس تا اندازه در او نفوذ داشت که لقب «طلائی» گرفته ومشغول تمتع و خوشگذرانی بوده امور اداری را بحکام (٤) متعدد خویش وا گذاشته بود و در حریم خویش به عیش وعشرت میگذرانید . لذا بزودی آشکار شد که شخص فعالتر بیکار است که از حرص وحیل دوست محمد خان جلوگیری نماید . حبیب الله خان که در کابل با سلطان محمدخان گذاشته شده بود دراثر سلوك بدی که با او میشد بزودی شهر را گذاشت . اکنون دوست محمدخان موقع یافته که با سلطان محمد خان داخل اقدامات شود . چنانچه سلطان محمد خان را به حمله بر کابل تهدید نموده مطالبه نمود که او را در تصرف آن سهیم بسازد ولی سلطان محمد خان مطالبه او را رد نموده و در نتیجه زدو خوردی از طرف سنی های هوا خواهش با او روداد دوست محمدخان بر بالاحصار مسلط گردید . بهر کیف طرفداران سلطان محمدخان میانجی گری نموده و با و اجازه داده شد که به پشاور برود و دوست محمد خان درعوض وعده داد که سالیانه مبلغ يك لك (۱) موهن لال لایف آف امیر دوست محمد خان جلد اول صفحه ١٤٤ وهرك دى آرمی آف دى اندس صفحه ٤١٣ بكمك این تمول توانستند که ۹ بر ۱۰ حصه مالیات و زمین های قندهار را متصرف شوند . (۲) میسون « جور نیزان » بلوچستان، افغانستان اینددی پنجاب جلد سوم صفحه ۷۲ (۳) یکی از نجبای قزلباش (محمدخان بیات) که مامای دوست محمد خان بود خیلی با و كمك ومعاونت نمود ( فریرا هستری آف دی افغاننز صفحه ۱۸۹ ) (٤) میسون « (جور نیزان» بلوچستان، افغانستان اینددی پنجاب جلدسوم صفحه ٧٤)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج, page 142. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0975/142 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0975/142
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record