Machine transcription
( ۱۳۲ )
او ازعقبش (۱) فرستاده بود بانوای او در آویخت و درعین زمان امیر محمد خان برادرش
ازغزنی بکمک او رسید ولی در مقابل عسکر حبیب الله خان تاب نیاورده متشتت گردید .
دوست محمد خان میدان را در ظلمت شب گذاشته وبطرف غزنی رفت . (۲)
درین وقت شیردل خان بدکابل وارد شده بود ، (۳) دوست محمد خان ازورود او
به تشویش افتاده ومضطرب شد که مبادا با برادر براده اش متحد شده واورا از پا بیفگند .
لذا ازغزنی حرکت نموده بکوهستان رفت تا برای خود کاری کند . هنگامیکه
دوست محمد خان در کوهستان برای خود هواخواه وطرفدار میجست شیردل خان در کابل
مصروف طر فدار ساختن ودل آسائی نجبا وخوانین بود که اقتدار شیررا با او داده واعلان
نمایند . بلکه بیشتر حصه اقتدار حبیب الله خان را سلب (۴) نموده وشخصاً امور اداری
حکومت را ازطرف برادر زاده (ه) خویش بدست گرفته بود . واجازه داده بود
که حبیب الله خان ماهده سی هزار روپیه برای مخارج شخصی خویش بگیرد . دوست محمد
بزودی درك نمود که طرز اداره وسلوك شیردل خان طرف رضائیت اهالی نیست ودر حقیقت
از طرف بعضی نجبا وخوانین شهر که با او رابطه و مراوده داشتند بکابل دعوت شد
که نصیحت آنها را پذیرفته و به پایتخت امده وجه الزمه همه وعـده کرد موافقت نمود
که شیردل خان اقتدار کابل را بدست داشته وحکومت غزنی ، میدان وکوهستان باوتعلق
بگیرد و نیز اجازه یافت که عیال محمد عظیم خان فقید را بعقد نکاح درآورد (٦) این عقد
برای دوست محمد خان فتح بزرگ سیاسی شمرده میشد زیرا نفوذ اورا در بین طبقه دلیر
وجنگجوی قزلباش زیاد میکرد .
دوست محمد خان باردیگر شروع به خدعه کرده و حبس حبیب الله خان را پیشنهاد نمود.
وانمود کرد که اخیرالذکر میخواهد معتمد جدی بد خویش شیردل خان را از بین بردارد
وبرای اقدام باین کار ترتیبات میگیرد ولی برای آنکه شبه کوئی تو لید نشده باشد
خودرا ظاهراً طرفدار شیردل نشان میداد حالآنکه با سردار نامدار مشوره نمود که اورا
(۱) موهن لال ، لايف آف امیر دوست محمد خان صفحه ۱۳۰ ـ هوگ میگوید
که دوست محمد خان در قلعه خویش محاصره شد ولی بخوبی از خود مدافعه نمود (دی آرمی
آف دی اندس صفحه ٤١ ) .
(۲) موهن لال ، کتاب فوق جلد اول صفحه ١٣٦ ـ قرار نظریه هوگ دوست محمد خان
میدان را بدشمن تسلیم نمود ( کتاب فوق صفحه ٤٠١ ) .
(۳) حبیب الله خان او را بکابل دعوت کرد ( موهن لال كتاب فوق صفحه ١٢٦ ) .
(٤) فریرم میگوید که او حبیب الله خان را معزول کرد (هستری آف دی افغانز صفحه ۱۸۷)
درحالیکه کونولی اظهار میدارد که شیردل خان حبیب الله خان را محبوس ساخت (جورنی
تودی نارت آف اندیا جلد دوم صفحه ۲۰۷ ) .
(٥) خدا نظر خان غلجائی که مامای شیردل خان بود وکیل حاکم کابل مقرر گردید
(موهن لال کتاب فوق صفحه ١٣٦) این شخص خیلی مستبد بوده ومردم از ونفرت داشتند.
(٦) این خانم دختر سیدخان جوانشیر ومادراندر حبیب الله خان بود ( موهن لال ،
لایف آف امیر دوست محمد خان جلد اول صفحه ۱۳۷ ) .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
