Machine transcription
(۱۱۹)
که فرادی با او گذاشته و از راه موافقت پیش آید. چنانچه بعد از گفت و شنود زیادی فیصله
و تصویب نمودند که محمد عظیم خان پاشاه ایوب زمام امور کابل، دوست محمد خان غزنی،
یار محمد خان و برادرانش که در پشاور بودند پشاور، پردل خان و برادرانش که قندهار را
بدست داشتند در قندهار، نواب جبار خان که کشمیر را از دست داده بود مملکت غلزائی را
اداره نموده و بدست داشته باشند ولی قرار داده شد که نواب جبار خان بایست تحت اثر
کابل باشد. و صمد خان پسر نواب اسد خان حکمران جلال آباد گردد. (۱) باین ترتیب
مملکت افغانستان در بین برادران بارکزائی تقسیم گردید که هر یکی بحصه خود قانع
بودند . بجز دوست محمد خان که چیزی بزرگتر ازین در مقابل خدمات خود
می خواست بهر کیف دوست محمد خان دیری نگذشته بود که بکابل مراجعت نمود .
صرف بنام حکمران غزنی گفته می شد (۲) و با هم در اثر بزرگی و اقتدار محمد عظیم
تمام قوه و شوکت و اعتبار و امتیاز را برای او گذاشت. سلطانعلی شاه بیچاره چند روزه
که چیزی پول وثروتی در کف داشت و اندوخته بود آن را در ضمن چند روز پادشاهی
خویش صرف کرده بود بحیات ساده و شخصی میگذرانید.
برادران بارکزائی فیصله کردند که بمفاد عمومی خویش متفقاً در عقیم ساختن
حملات خارجی متحد گردیده و اتفاق خانگی خود را درست بسازند و تنها خوفی که در
مقابل این کار داشتند از دوست محمد خان بود که مبادا او این نقشه را بر هم بزند.
از همه اولتر شکارپور که شاه شجاع در آن خیال شاهی بسر پرورانیده و میخواست
عسکری ترتیب دهد توجه محمد عظیم خان را جلب نمود چنانچه برادران فیصله کردند
که پیش از انکه این شخص دارای کدام قوه و اقتدار حقیقی بشود بایست او را از پا
در آورند . ازینرو هر کدام از برادران متحد عسکر وقوا برای این قشون کشی
فرستادند و اکثر آنها با دسته جات خود همراه بودند که دوست محمد خان نیز هم چنین
کرده و از جمله آنها بود. بهر کیف وقتیکه آنها از غزنی گذشتند دوست محمد خان
بکابل باز گشته و شاهی سلطان علی را اعلان نمود .
چنانچه این اقدام او محمد عظیم خان را مجبور ساخت که منصرف گردیده باز گردد.
بهر کیف چون پاشاه ایوب بکابل رسید سلطانعلی قصر شاهی را گذاشته و در باغ وزیر
اقامت گزید. این اقدام دوست محمد خان را نمیتوان بصورت حقیقی دانست و خیلی مشکل
است که بصورت قطعی فیصله نمائیم که ایا این رویه دوست محمد خان حقیقتاً با مخالفت
به برادرانش تمام می شد و یا اینکه بابرادر خویش مصلحت کرده و باینصورت میخواست
سلطان علی را بکلی از بین برداشته و تباه نماید زیرا سلطان علی تنها شاهی که
دوست محمد خان او را انتخاب و تخت کابل را بدست داشته باشد نی بلکه در اثر ثروت
(۱) و اید میسون (جورنیزان بلوچستان، افغانستان، اینددی پنجاب جلد سوم صفحه ٥٢)
و موهن لال (لایف آف امیر دوست محمد خان جلد اول صفحه ۱۱۷)
۲ کونولی جورنی تودی نارت آف اندیا جلد دوم صفحه ۳۹۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
