Machine transcription
٢٠٦
گفت که درعلاقهٔ شما مبتدعان و گمراهان بسیار است مثل پیر پهلوان و پیر طبیب و پیر ولی و امثالهم . تازمانیکه ایشان را هلاك ننمودهاید توجه شما بسوی من سزاوار نیست شیخ ما فرمود : هلاك صوری و ظاهری وظیفهٔ حکومت اسلامیت است که درین ولا وجود ندارد . و هلاك باطنی و معنوی وظیفه علماست معنّا و شاناً هلاك گردانیده و در اهالی فساد و عناد ایشان را شهرت دادهام تا اهل دین و اهل دیانت دامن خود را از ایشان به چینند اگر شما هم بفساد خود قائل میباشید من قبول دارم که بر گردم زیرا حق اعدام صوری شما از وظائف من نیست . عناد و فساد شما را در اهالی ابلاغ خواهم نمود مثلیکه عادت اهل هوا و اهل بدعت بوده گاهی بنرمی و گاهی بدرشتی و دشمنی پیش میآیند این ملحد بهمان اصول بهزبان گفتن شروع کرد سخنان فساد و عناد را باوضاع الحاد و اتحاد شروع کرد . من ( درویزه ) بتوجه شیخ خویش و لطف و مراحم خداوندی تا حدی با او سؤال و جواب نمودم که این ملحد و حضار متحیر ماندند و آن ملحد به عجز خود معترف گشته در بین اهالی رسوا گردید لیکن از سعادت نصیبی نداشت هوای نفسانی بر او غالب آمده و اغوای شیطانی بر او مسلط گشته تا آخر تائب نگشت .
مناظرهٔ دوم
چندی بعد خودم باسیادت مآب سید هارون به مناظرهٔ آن ملحد حاضر شدیم در خصوص انکاری که از حقیقت شفاعت داشت به دلائل عقلی و نقلی او را شرمسار نمودم
مناظرهٔ سوم
بار سوم باز مسلمانان یوسف زائی را با خود متفق ساخته عقب این ملحد روان شدیم مگر آن ملحد چون از خجالت میترسید حاضر نشد شیخ ما هدایت داده بود که این بیدین خود را و پیروان خود را برتبهٔ منصور به حلاج موافق میداند پس این شعر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
