Machine transcription
محاربه افغان و ایران در هرات
و مساعی مستر مکنيل انگلیس در تصادم افغان و ایران برای حفظ امارت هند
زمانیکه محاصره هرات بطول انجامید سفیر انگلیس که در دربار طهران از جانب حکومت خود مامور بود طهران را گذاشته در حوالی هرات به اردوی شاه ایران ملحق گردید.
مستر مکنیل سفیر حکومت برطانیه دید که فتح هرات نزديك است حینیکه هرات بدست شاه ایران بیفتد قوۀ ایرانی ها و افغانها با هم متحد خواهد شد و این اتحاد قوی به سلطهٔ انگلیس ها در هند صدمه خواهد رسانید چارهٔ دفاع را از حکومت استعماری خود چنان اندیشید که بخدمت شاه ایران عرض نماید و به بهانه وارد هرات گردیده افغانها را از تسلیم بازدارد سفیر مذکور به عملی نمودن آن مفکوره اقدام کرده به حضور شاه عرض نمود که ذات خسروانه اگر اجازه میفرمایند خودم نزد کامران میروم و او را به تسلیم نمودن شهر وادار می سازم شاه عرض او را راست دانسته اجازه داد هنگامیکه داخل شهر هرات شد کامران را دل پری داده گفت که به دلاوری و پافشاری خود استوار باش توپ و گلوله و دیگر لوازم جنگی برای شما می رسانم به ایرانی ها تسلیم نشوید بعد از انکه کامران را وعدۀ كمك داد به حضور شاه مراجعت نموده به عرض رسانید که هر چند کوشیدم پند مرا نشنید نه خودش و نه فوج جنگی او به ترغیب من گوش دادند و نه از تهدیدم ترسیدند .
شاه ایران امر داد که در اردوگاه هر اندازه مس که دستیابی میشود فراهم گردد از آن مس جمع شده يك توپ بزرگ قلعه شكن آماده نموده بر فراز پشتهٔ بالا کرده به گلوله باری آغاز کردند محصورین شهر علاوه بر تنگی ارزاق و تکالیف قحط به بلای دیگری دچار شدند ١٤ هزار غرباء و ضعفاء را از جهت قلت اذوقه از شهر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
